تعريف ماهي| کاملترین درسنامه فیزیولوژی ماهی ها | تاریخچه، تولید مثل ، فیزیولوژی و....

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

 

مطالب مشابه:

تعريف ماهي

 کاملترین درسنامه فیزیولوژی ماهی ها , تاريخچه ماهي شناسي, محيط زيست ماهيان, تقسیم بندی ماهیان ایران, ماهیان خلیج فارس و دریای عمان, ماهیان دریای خزر, ماهیان آب های داخلی,  طبقه بندی ماهیان, شكل بدن ماهيان, توپوگرافي بدن ماهي, سر(Head), انواع فرم دهان در ماهيان, منافذ بيني يا سوراخ بيني( Nostril), اسپيراكل, سبيلك درماهيان(Barbels in fish ), ناحيه پس سري (Occipitalis), باله ها (Fins) در ماهیان:, باله پشتي (Dorsal fin ): . باله مخرجی (Anal fin ) . باله دُمی (Caudal fin) , باله دمی ابتدایی , ,یاپروتوسرک(Protocercal caudal). باله دمی ستون دار(Diphycercal caudal): , باله دمی هتروسرک یا نا , متجانس(Heterocercal caudal ): . باله دمی هموسرک یامتجانس(Homocercal caudal): , باله سینه ای(Pectoral fin): , باله شکمی (Pelvic fin):, پوست ماهیان  روپوست (Epiderm) ,  لايه درم , يپودرم اندام هاي مولد نور (فتوفورها) و نور , زیستی(Bioluminescense) در ماهیان          ,  سلول هاي رنگي (كروماتوفورها), فلس و وظایف آن , انواع فلس در ماهیان . حس های بویایی، چشایی و بینایی در ماهیان , چشم , حس شنوایی و تعادلی در ماهیان , خط جانبی(Lateral Line) , تولید الکتریسیته در ماهیان , اندام های تولیدکننده الکتریسیته اسکلت ماهی , عضلات و انواع آن ,  دستگاه تنفس ماهي , زوائد پیلوریک phyloric caeca , کیسه شنا(Swim bladder) ,  دستگاه وبر(Weberian Apparatus) ,  سیستم تولیدمثل در ماهیان ,

ماهي موجودي است خونسرد كه داراي باله هاي زوج و فرد بوده و در آب زندگي مي كند و از آبشش براي تنفس استفاده مي كند .

 

تاريخچه ماهي شناسي

ماهيان متنوع ترين و پرتعدادترين گروه از مهره داران مي باشند كه در محدوده دماي بين ْc8/1 تا نزديك ْc 40 ، شوري بين صفر تا 90ppt و تا عمق m 7000  زيست مي نمايند. اولين كسي كه در زمينه ماهي شناسي مطالعه نمود ارسطو ( 384  تا  322 قبل از ميلاد) بود كه 117 گونه از ماهيان را شناسايي نمود. متأسفانه تا نزديك به 2000 سال پس از ارسطو اطلاعات كمي در مورد ماهي به ثبت رسيد زيرا تصور مي شد كه مطالعات ارسطو همه جوانب مربوط به علوم ماهي شناسي را بطور كامل پوشش داده است بعد از آن بلون(belon ) در سال 1551 كتاب تاريخ طبيعي ماهيان را انتشار نمود همچنين سالوياني در سال 1557 بر روي فون ماهيان مطالعاتي انجام داد سپس روندلت ( Rondelet) اولين كتاب جامع ماهي شناسي را منتشر كرد سپس دانشمند انگليسي به نام ويلوگبي در سال 1686 توانست 420 گونه ماهي را توصيف و به روش قابل قبولي طبقه بندي نمايد همچنين پس از آن در سالهاي 1735 – 1705 پيترآرتري روش طبقه بندي ماهيان را ارائه نمود (بيان كرد) و بعنوان پدر علم ماهي شناسي شناخته شد آرتدي قبل از اينكه مطالعات خود را منتشر نمايد در آب غرق شد وتمام مطالعات او به وسيله دوست ايشان بنام كارل لنيه در پنج جلد انتشار يافت . سپس مطالعات ماهي شناسي گسترش يافت و در قرن بيستم با پيشرفت علم ، مطالعات ديگري از قبيل اكولوژي و رفتارشناسي ماهي نيز به آن اضافه شد بطوري كه در حال حاضر 3000 – 25000 گونه ماهي در نقاط مختلف جهان شناسايي شده است.

محيط زيست ماهيان

ماهيان در مناطق وسيعي از آبهاي شيرين و شور ونيز لب شور جهان پراكنش دارند . كه از بين كل ماهيان 58% آنها در دريا و 41% در آبهاي شيرين و 1% بقيه در بين دومحيط مهاجر هستند . ماهيان دريايي 44% آنها در آبهاي ساحلي (فلات قاره ) و 13% در آبهاي اقيانوسي پراكنش دارند كه از اين 13% - 1% در ناحيه اپي پلاژيك ، 5% در ناحيه فروتاكي ستون آب و 7% در ناحيه كف ( Benthic ) هستند . البته بيشتر ماهيان هم در آبهاي شور و هم شيرين در جايي كه نوسانات حرارتي ساليانه حداقل است ( مناطق گرمتر) يافت مي شوند.

 

تقسیم بندی ماهیان ایران

ماهیان خلیج فارس و دریای عمان

ماهیان دریای خزر

ماهیان آب های داخلی

تنوع ماهیان در خلیج فارس و دریای عمان نسبت به ماهیهای دریای خزر و آبهای داخلی بیشتر است.

 

 طبقه بندی ماهیان

 

 کاملترین درسنامه فیزیولوژی ماهی ها , تاريخچه ماهي شناسي, محيط زيست ماهيان, تقسیم بندی ماهیان ایران, ماهیان خلیج فارس و دریای عمان, ماهیان دریای خزر, ماهیان آب های داخلی,  طبقه بندی ماهیان, شكل بدن ماهيان, توپوگرافي بدن ماهي, سر(Head), انواع فرم دهان در ماهيان, منافذ بيني يا سوراخ بيني( Nostril), اسپيراكل, سبيلك درماهيان(Barbels in fish ), ناحيه پس سري (Occipitalis), باله ها (Fins) در ماهیان:, باله پشتي (Dorsal fin ): . باله مخرجی (Anal fin ) . باله دُمی (Caudal fin) , باله دمی ابتدایی , ,یاپروتوسرک(Protocercal caudal). باله دمی ستون دار(Diphycercal caudal): , باله دمی هتروسرک یا نا , متجانس(Heterocercal caudal ): . باله دمی هموسرک یامتجانس(Homocercal caudal): , باله سینه ای(Pectoral fin): , باله شکمی (Pelvic fin):, پوست ماهیان  روپوست (Epiderm) ,  لايه درم , يپودرم اندام هاي مولد نور (فتوفورها) و نور , زیستی(Bioluminescense) در ماهیان          ,  سلول هاي رنگي (كروماتوفورها), فلس و وظایف آن , انواع فلس در ماهیان . حس های بویایی، چشایی و بینایی در ماهیان , چشم , حس شنوایی و تعادلی در ماهیان , خط جانبی(Lateral Line) , تولید الکتریسیته در ماهیان , اندام های تولیدکننده الکتریسیته اسکلت ماهی , عضلات و انواع آن ,  دستگاه تنفس ماهي , زوائد پیلوریک phyloric caeca , کیسه شنا(Swim bladder) ,  دستگاه وبر(Weberian Apparatus) ,  سیستم تولیدمثل در ماهیان ,

کاملترین درسنامه فیزیولوژی ماهی ها , تاريخچه ماهي شناسي, محيط زيست ماهيان, تقسیم بندی ماهیان ایران, ماهیان خلیج فارس و دریای عمان, ماهیان دریای خزر, ماهیان آب های داخلی,  طبقه بندی ماهیان, شكل بدن ماهيان, توپوگرافي بدن ماهي, سر(Head), انواع فرم دهان در ماهيان, منافذ بيني يا سوراخ بيني( Nostril), اسپيراكل, سبيلك درماهيان(Barbels in fish ), ناحيه پس سري (Occipitalis), باله ها (Fins) در ماهیان:, باله پشتي (Dorsal fin ): . باله مخرجی (Anal fin ) . باله دُمی (Caudal fin) , باله دمی ابتدایی , ,یاپروتوسرک(Protocercal caudal). باله دمی ستون دار(Diphycercal caudal): , باله دمی هتروسرک یا نا , متجانس(Heterocercal caudal ): . باله دمی هموسرک یامتجانس(Homocercal caudal): , باله سینه ای(Pectoral fin): , باله شکمی (Pelvic fin):, پوست ماهیان  روپوست (Epiderm) ,  لايه درم , يپودرم اندام هاي مولد نور (فتوفورها) و نور , زیستی(Bioluminescense) در ماهیان          ,  سلول هاي رنگي (كروماتوفورها), فلس و وظایف آن , انواع فلس در ماهیان . حس های بویایی، چشایی و بینایی در ماهیان , چشم , حس شنوایی و تعادلی در ماهیان , خط جانبی(Lateral Line) , تولید الکتریسیته در ماهیان , اندام های تولیدکننده الکتریسیته اسکلت ماهی , عضلات و انواع آن ,  دستگاه تنفس ماهي , زوائد پیلوریک phyloric caeca , کیسه شنا(Swim bladder) ,  دستگاه وبر(Weberian Apparatus) ,  سیستم تولیدمثل در ماهیان ,

 

·        طبقه بندی ماهیان

کاملترین درسنامه فیزیولوژی ماهی ها , تاريخچه ماهي شناسي, محيط زيست ماهيان, تقسیم بندی ماهیان ایران, ماهیان خلیج فارس و دریای عمان, ماهیان دریای خزر, ماهیان آب های داخلی,  طبقه بندی ماهیان, شكل بدن ماهيان, توپوگرافي بدن ماهي, سر(Head), انواع فرم دهان در ماهيان, منافذ بيني يا سوراخ بيني( Nostril), اسپيراكل, سبيلك درماهيان(Barbels in fish ), ناحيه پس سري (Occipitalis), باله ها (Fins) در ماهیان:, باله پشتي (Dorsal fin ): . باله مخرجی (Anal fin ) . باله دُمی (Caudal fin) , باله دمی ابتدایی , ,یاپروتوسرک(Protocercal caudal). باله دمی ستون دار(Diphycercal caudal): , باله دمی هتروسرک یا نا , متجانس(Heterocercal caudal ): . باله دمی هموسرک یامتجانس(Homocercal caudal): , باله سینه ای(Pectoral fin): , باله شکمی (Pelvic fin):, پوست ماهیان  روپوست (Epiderm) ,  لايه درم , يپودرم اندام هاي مولد نور (فتوفورها) و نور , زیستی(Bioluminescense) در ماهیان          ,  سلول هاي رنگي (كروماتوفورها), فلس و وظایف آن , انواع فلس در ماهیان . حس های بویایی، چشایی و بینایی در ماهیان , چشم , حس شنوایی و تعادلی در ماهیان , خط جانبی(Lateral Line) , تولید الکتریسیته در ماهیان , اندام های تولیدکننده الکتریسیته اسکلت ماهی , عضلات و انواع آن ,  دستگاه تنفس ماهي , زوائد پیلوریک phyloric caeca , کیسه شنا(Swim bladder) ,  دستگاه وبر(Weberian Apparatus) ,  سیستم تولیدمثل در ماهیان ,

 

Placodermii وAcanathodii خیلی قدیمی بوده و منقرض شده اند.

کاملترین درسنامه فیزیولوژی ماهی ها , تاريخچه ماهي شناسي, محيط زيست ماهيان, تقسیم بندی ماهیان ایران, ماهیان خلیج فارس و دریای عمان, ماهیان دریای خزر, ماهیان آب های داخلی,  طبقه بندی ماهیان, شكل بدن ماهيان, توپوگرافي بدن ماهي, سر(Head), انواع فرم دهان در ماهيان, منافذ بيني يا سوراخ بيني( Nostril), اسپيراكل, سبيلك درماهيان(Barbels in fish ), ناحيه پس سري (Occipitalis), باله ها (Fins) در ماهیان:, باله پشتي (Dorsal fin ): . باله مخرجی (Anal fin ) . باله دُمی (Caudal fin) , باله دمی ابتدایی , ,یاپروتوسرک(Protocercal caudal). باله دمی ستون دار(Diphycercal caudal): , باله دمی هتروسرک یا نا , متجانس(Heterocercal caudal ): . باله دمی هموسرک یامتجانس(Homocercal caudal): , باله سینه ای(Pectoral fin): , باله شکمی (Pelvic fin):, پوست ماهیان  روپوست (Epiderm) ,  لايه درم , يپودرم اندام هاي مولد نور (فتوفورها) و نور , زیستی(Bioluminescense) در ماهیان          ,  سلول هاي رنگي (كروماتوفورها), فلس و وظایف آن , انواع فلس در ماهیان . حس های بویایی، چشایی و بینایی در ماهیان , چشم , حس شنوایی و تعادلی در ماهیان , خط جانبی(Lateral Line) , تولید الکتریسیته در ماهیان , اندام های تولیدکننده الکتریسیته اسکلت ماهی , عضلات و انواع آن ,  دستگاه تنفس ماهي , زوائد پیلوریک phyloric caeca , کیسه شنا(Swim bladder) ,  دستگاه وبر(Weberian Apparatus) ,  سیستم تولیدمثل در ماهیان ,

کاملترین درسنامه فیزیولوژی ماهی ها , تاريخچه ماهي شناسي, محيط زيست ماهيان, تقسیم بندی ماهیان ایران, ماهیان خلیج فارس و دریای عمان, ماهیان دریای خزر, ماهیان آب های داخلی,  طبقه بندی ماهیان, شكل بدن ماهيان, توپوگرافي بدن ماهي, سر(Head), انواع فرم دهان در ماهيان, منافذ بيني يا سوراخ بيني( Nostril), اسپيراكل, سبيلك درماهيان(Barbels in fish ), ناحيه پس سري (Occipitalis), باله ها (Fins) در ماهیان:, باله پشتي (Dorsal fin ): . باله مخرجی (Anal fin ) . باله دُمی (Caudal fin) , باله دمی ابتدایی , ,یاپروتوسرک(Protocercal caudal). باله دمی ستون دار(Diphycercal caudal): , باله دمی هتروسرک یا نا , متجانس(Heterocercal caudal ): . باله دمی هموسرک یامتجانس(Homocercal caudal): , باله سینه ای(Pectoral fin): , باله شکمی (Pelvic fin):, پوست ماهیان  روپوست (Epiderm) ,  لايه درم , يپودرم اندام هاي مولد نور (فتوفورها) و نور , زیستی(Bioluminescense) در ماهیان          ,  سلول هاي رنگي (كروماتوفورها), فلس و وظایف آن , انواع فلس در ماهیان . حس های بویایی، چشایی و بینایی در ماهیان , چشم , حس شنوایی و تعادلی در ماهیان , خط جانبی(Lateral Line) , تولید الکتریسیته در ماهیان , اندام های تولیدکننده الکتریسیته اسکلت ماهی , عضلات و انواع آن ,  دستگاه تنفس ماهي , زوائد پیلوریک phyloric caeca , کیسه شنا(Swim bladder) ,  دستگاه وبر(Weberian Apparatus) ,  سیستم تولیدمثل در ماهیان ,

کاملترین درسنامه فیزیولوژی ماهی ها , تاريخچه ماهي شناسي, محيط زيست ماهيان, تقسیم بندی ماهیان ایران, ماهیان خلیج فارس و دریای عمان, ماهیان دریای خزر, ماهیان آب های داخلی,  طبقه بندی ماهیان, شكل بدن ماهيان, توپوگرافي بدن ماهي, سر(Head), انواع فرم دهان در ماهيان, منافذ بيني يا سوراخ بيني( Nostril), اسپيراكل, سبيلك درماهيان(Barbels in fish ), ناحيه پس سري (Occipitalis), باله ها (Fins) در ماهیان:, باله پشتي (Dorsal fin ): . باله مخرجی (Anal fin ) . باله دُمی (Caudal fin) , باله دمی ابتدایی , ,یاپروتوسرک(Protocercal caudal). باله دمی ستون دار(Diphycercal caudal): , باله دمی هتروسرک یا نا , متجانس(Heterocercal caudal ): . باله دمی هموسرک یامتجانس(Homocercal caudal): , باله سینه ای(Pectoral fin): , باله شکمی (Pelvic fin):, پوست ماهیان  روپوست (Epiderm) ,  لايه درم , يپودرم اندام هاي مولد نور (فتوفورها) و نور , زیستی(Bioluminescense) در ماهیان          ,  سلول هاي رنگي (كروماتوفورها), فلس و وظایف آن , انواع فلس در ماهیان . حس های بویایی، چشایی و بینایی در ماهیان , چشم , حس شنوایی و تعادلی در ماهیان , خط جانبی(Lateral Line) , تولید الکتریسیته در ماهیان , اندام های تولیدکننده الکتریسیته اسکلت ماهی , عضلات و انواع آن ,  دستگاه تنفس ماهي , زوائد پیلوریک phyloric caeca , کیسه شنا(Swim bladder) ,  دستگاه وبر(Weberian Apparatus) ,  سیستم تولیدمثل در ماهیان ,

 

شكل بدن ماهيان

شامل موارد ذيل هستند :

دوكي شكل ( Fusiform ) : مقطع عرضي بيضي شكل و ساقه دمي باريك است كه از نظر كاهش اصطكاك بسيار مناسب است اين شكل بدن بيشتر در ماهيان شكارچي و ماهياني كه داراي شناي سريعي هستند ديده مي شود مثل ماهي تن، قزل آلا

از دو پهلو فشرده شده ( compressiform ) : اين شكل بدن بيشتر در ماهياني ديده مي شود كه بطور مداوم تحرك ندارند بلكه بصورت آني ( لحظه اي ) سرعت بگيرند شامل شانك ماهيان، خورشيد ماهيان(centrarchidae) ، سرخو ماهيان ( لوتيانيده Lutjanidae ) كفشك ماهيان( پلورونكتيده).

3) از بالا به پايين فشرده ( depressiform) : بيشتر در ماهياني كه در ناحيه بستر(كف) آب زندگي مي كنند ديده مي شود اين ماهيان معمولاً‌ داراي تحرك كمي هستند وشامل سپرماهيان (Rajidae) آنگلرفيش ها ( Lophiidae) كوسه ماهيان فرشته اي (squatinidae) و قورباغه ماهيان (باتراكوئيديده) .

4)‌ كرمي شكل ( vermiform) : مثل هاگ فيش ( Myxinidae)

5) ماري شكل (eel – like) : مثل مارماهي مهاجر Anguilla anguilla

6) نخي شكل ( Filiform ) : مثل مارماهي نوك دراز

7) نواري شكل ( taeniform) : مثل گانل ( Pholidae)

8) سهمي شكل (saggittiform) : مثل اردك ماهي ( Esocidae) و گار( Lepisosteidae)

9) دايره اي شكل ( Golobolar) مثل خورشيد ماهي و  Mola mola  (sun fish)

10) جعبه اي شكل : مثل جعبه ماهيان (box fish) يا ostracidae

 

توپوگرافي بدن ماهي

بدن ماهيان از سه قسمت اصلي تشكيل شده است :

سر(Head ) : از نوك پوزه تا انتهاي سرپوش آبششي .

تنه (Trunk) : از انتهاي سرپوش آبششي تا مخرج يا باله مخرجي.

دم (Tail) : از مخرج تا باله دمي

معمولاً‌ براي بيوتري ماهي فاكتورهايي از قبيل طول كل (Total length ) ، طول استاندارد ( SL ) طول چنگالي ( Fork length) ، طول پوزه (Snout L. ) ، طول گونه (cheek L.) و...

مورد سنجش قرار مي گيرند كه شامل :

طول كل : از نوك پوزه تا انتهاي باله دمي

طول استاندارد : از نوك پوزه تا ابتداي باله دمي

طول چنگالي : از نوك پوزه تا محل دوشاخه شدن باله دمي

طول پوزه : از نوك پوزه تا ابتداي چشم

طول گونه : از انتهاي چشم تا ابتداي استخوان پيش سرپوش آبششي

بزرگترين ماهي كوسه نهنگ Whale shark با نام علمي Rhincodon typus از خانواده Rhincodontidac مي باشد كه بطول m20- 18 مي رسد و از پلانكتون ها تغذيه مي كند.

كوچكترين ماهي كه كوچكترين مهره دار دنيا هم است از خانواده Cyprinidae با نام علمي Paedocypris progenetica البته جنس نرماهي photocorynus spiniceps( angler fish) كه بصورت انگل به ماهي ماده مي چسبد داراي طول mm2.6 است .

 

سر(Head)

قسمت سر در ماهي شامل دهان(mouth) منافذ بيني (nostril) اسپيراكل، خار (spine)، سبيلك(barble ) پس سری( occiput) گلو(Isthmus) كه در زير سراست ، گونه(cheek) چانه (chin) كانالهاي حسي و سرپوشي آبششي مي باشد . سر محل اندام هاي عمده حسي و نيز نقطه شروع حالت استريم لاين بدن براي شناي كارآمد است .

دهان و حفره دهاني

معمولاً در ماهيان تيپيك دهان در انتهاي قدامي سر و يا نزديك به اين قسمت قراردارد اما بسياري از ماهيان كفزي داراي دهان زيرين يا نيمه زيرين هستند . دهان درماهيان واجد استخوانهايي است كه آرواره ها را تشكيل مي دهند شكل اين آرواره ها باتوجه به تنوع غذايي بسيار متفاوت است . آرواره فوقاني يا فك فوقاني در ماهيان ماكزيلا( Maxill) نام دارد كه از دو استخوان Maxilla و Premaxilla تشكيل شده است. فك زيرين در ماهيان را مانديبول (Mandible) گويند.

 

انواع فرم دهان در ماهيان

دهان فوقاني (superior) : در ماهياني كه غذا را بالا تر از سطح آب مي گيرند ديده مي شوند ماهياني كه داراي دهان فوقاني هستند معمولاً فك پايييني بلندتر و كشيده تر از فك فوقاني است مثل گامبوزيا ، اردك ماهي ، شمشير ماهي آب شيرين ، ماهي زمين كن، آمورچه (Pseudorasbora parva) .

دهان زيرين يا تحتاني(Inferior): بيشتر در ماهياني ديده مي شود كه غذا را از كف مي گيرند و داراي زندگي كفزي هستند ماهياني كه داراي دهان زيرين هستند فك فوقاني بيشتر از فك زيرين رشد دارد و بزرگتر است مثل ماهيان خاوياري ، سپرماهيان و كوسه ماهيان .

همچنين دهان Ventral نوعي Inferior است كه در ماهيان خاوياري ديده مي شود.

دهان انتهايي(Terminal) :

دهان كاملاً‌ در جلوي بدن قرارگرفته ، اندازه فكين تقريباً‌ برابراست و غذا را از روبروي خود بدست مي آورند مثل اغلب ماهيان شكارچي ، خانواده كپور ماهيان cyprinidae و salmonidae .

دهان نيمه انتهايي(subterminal) :

دهان كمي به سمت پايين تمايل دارد يعني فك فوقاني كمي رشد بيشتري دارد مثل سياه ماهي capoeta copoeta

در خانواده نيمه منقارداران (Hemirhamphidae) در ابتداي رشد اندازه وفك برابر است اما در مرحله خاصي فك زيرين رشد زيادي پيدا مي كند و فك فوقاني به همان اندازه خود باقي مي ماند كه بنظر مي رسد بخشي از فك فوقاني كنده شده است .

 

منافذ بيني يا سوراخ بيني( Nostril)

سوراخهاي بيني در ماهيان در ناحيه سر بر روي پوزه و مستقيم در جلوي چشم و به تعداد 2 عدد قرار دارند كه نقش بويايي را ايفا مي كنند كيسه هاي بيني يا سوراخهاي بيني در اكثريت ماهيان با حلق ارتباط ندارند و تنها سوراخ بيني خارجي ديده مي شود . در بين ماهيان در دهان گردان تنها يك سوراخ بيني و در بالاي سر وجود دارد كه انتهاي (ته ) سوراخ بيني بسته است ولي در ماهيان هگ فيش ، دودمي و اورانوس ماهيان (Stargazer) سوراخ بيني توسط مجراي Choana با حلق مرتبط است كه در واقع ماهياني هستند كه در آنها سوراخ بيني داخلي ديده مي شود. در كوسه ها و سپر ماهيان سوراخ هاي بيني در زير سر قرار دارند.

بطور كلي در گونه هاي مختلف ماهيان استخواني دو فرم سوراخ بيني ديده مي شود :

در هرطرف سر يك سوراخ بيني وجود دارد كه اين سوراخ توسط يك چين پوستي به دو قسمت تقسيم مي شود مانند خانواده کپورماهیان یا Acipenseridae,Cyprinidae یا ماهیان خاویاری

در هر طرف سر دو سوراخ بيني دارند كه هر دو سوراخ در هر طرف در پايين به يك محفظه متصل مي شود مثل خانواده گاوماهيان در سوراخ بيني شان چين پوستي ندارند، اسبله ماهيان، مارماهيان كه داراي كيسه بيني طويل هستند .

 

اسپيراكل

از تغيير شكل شكاف آبششي بوجود مي آيد كه در تغذيه و تنفس نقش دارد اين سوراخها دربالاي سر و نزديك چشم برخي از كوسه ماهيان مثل گربه كوسه ماهيان (Hemiscyllidae) همة سپر ماهيان ودر ماهيان خاوياري در جنس هاي فيل ماهي(Huso huso ) و تاس ماهي Acipenser ديده مي شود .

اين سوراخ در ماهيان خاوياري نقش تعيين و تشخيص غلظت آب ( شوري و شيريني ) مشخص نمودن مسير مهاجرت ماهي به رودخانه و بالعكس را برعهده دارد .

سوراخ اسپيراكل در سپر ماهيان نزديك چشم و بزرگتر از اسپيراكل كوسه ماهيان است .

دهان گردان و ساير ماهيان استخواني فاقد اسپيراكل هستند .

درماهيان خاوياري محل سوراخ اسپيراكل در نزديك محل اتصال سرپوش آبششي به بدن و با فاصله بيشتر از چشم مي باشد و معمولاً كوچك مي باشد .

وظايف اسپيراكل:

تنفس : در سپرماهيان سوراخ اسپيراكل با محفظه دهاني ارتباط دارد و هنگامي كه سپرماهيان دركف هستند آب به راحتي از طريق سوراخ اسپيراكل به آبشش ها رسيده و نياز تنفسي ماهي را برطرف مي كند همچنين در زمان شكار و پر بودن تمام دهان باز هم امكان تنفس از طريق اسپيراكل وجود دارد .

تغذيه : هم در سپرماهيان و هم كوسه ماهيان كه حالت زنده زايي دارند در دوران جنيني استطاله هايي از تخمدان ماهي ماده خارج شده و به اسپيراكل جنين ارتباط پيدا مي كند و مواد غذايي را به موجود مي رساند .

 

سبيلك درماهيان(Barbels in fish )

سبيلك ها زوايد نخي شكل هستند كه از پوست جدا شده اند و جزء اندام هاي حسي چشايي بحساب مي آيند كه در جستجوي غذا و تشخيص طعم غذا به ماهي از طريق جوانه هاي چشايي كه بر روي سبيلك هستندكمك ميكند. وجود يا عدم وجود سبيلك در ماهيان ، تعداد سبيلكها، اندازه و موقعيت و مكان قرار گرفتن آنها در شناسايي ماهيان بكار مي رود. سبیلک­ها از نظر ساختماني از درم و اپيدرم ساخته شده اند.

سبيلك ها معمولاً‌ بيشتر در ماهياني كه در لايه هاي پاييني آب و با نور كم و يا آبهاي گل آلود زندگي مي كنند ديده مي شوند زيرا در اين لايه ها به خاطر عدم وجود نوركافي چشم ها در ماهيان كارايي خود را از دست داده و بنابراين جهت پيدا كردن غذا از سبيلك ها استفاده مي كنند .

اغلب ماهياني كه سبيلك دارند معمولاً داراي چشمان كوچك و تحليل رفته هستند .

سبيلك هاي واقعي در ماهيان ذيل ديده مي شوند :

1- يك زوج : لاي ماهي 2- دو زوج

سه زوج : گربه ماهي شمال : يك زوج بسيار بزرگ و دوزوج بسيار كوچك

چهار زوج : در گربه ماهيان جنوب

سه تاپنج زوج : در سگ ماهيان جويباري (cobitidae)

در ماهيان خاوياري سبيلك ها در سطح زيرين پوزه قراردارد به تعداد 4 عدد در ماهي ازون برون (Acipenser stellatus) و فيل ماهي سبيلك ها به حفره دهاني نزديكتر هستند در حاليكه در بقيه ماهيان خاوياري سبيلك ها به نوك پوزه نزديكتر هستند . سبيلك در فيل ماهي حالت نواري يا برگي شكل يا كتابي ( از دو طرف فشرده شده ) ولي در بقه ماهيان خاوياري حالت نخي و لوله اي شكل دارند .

قسمت انتهايي سبيلك ( نوك سبيلك) در ماهي شيپ واسترلياد حالت منشعب و رشته رشته دارد .

در ماهي Lota lota از خانواده روغن ماهيان (Gadidae) داراي يك عدد سبيلك در زير چانه است همچنين مارماهي خاردار آب شيرين Mastacemblus halepensis در فك فوقاني داراي يك عدد سبيلك است.

همچنين سبيلك در برخي جنس ها براي شناسايي بكار مي رود مثلاً جنس capoeta داراي يك جفت سبيلك است بجز يك جنس كه در خراسان زيست مي كند و دو جفت سبيلك دارد به نام capoeta capoeta heratensis

همچنين از بين ماهیان خانواده سس ماهيان كه در خوزستان ديده مي شود ماهی بنی فاقد سبيلك است گونه ماهي خواجو Schizothorax pelzami كه در سيستان و بلوچستان در زابل زيست مي نمايد داراي دو جفت سبيلك است .

همچنين در گربه ماهي دريايي (Ariidae) يا گلو ماهي كه در آبهاي چابهار تا آبادان پراكنش دارد 3 جفت سبيلك وجود دارد.

 

ناحيه پس سري (Occipitalis)

اين ناحيه بخشي از جمجمه عصبي (Neurocranium) يا محفظه مغزي است كه بنام كپسول پس سري( Regio occipitalis ) معروف است و داراي چهار قطعه استخوان بنام هاي :

1- استخوان پس سري (occipital)‌ 2- استخوان پس سري جانبي(occipital lateral)              3- استخوان فوق  پس سري  (supra occipital) 

استخوان قاعده اي پس سري ( Basi occipital)

بايد يادآور شويم كه كاسه سر در ماهيان از دو قسمت تشكيل شده كه شامل :

       
     
   
 

 

 

 

 

اسكلت احشايي از دو قوس شامل مانديبولار و هيوئيد تشكيل شده است .

تنه (Trunk)

قسمت تنه در ماهيان شامل سينه كه بين باله هاي پشتي و سينه اي است،  شكم از پشت سرپوش آبششي به بعد باله ها، خط جانبي و همچنين مخرج مي باشد.

 

باله ها (Fins) در ماهیان:

باله ها چين هاي پوستي هستند كه توسط ساختارهايي به بنام شعاع حمايت مي شوند كه این شعاع ها مي توانند نرم و منشعب (branched) و يا اينكه بصورت غير منشعبunbranched)) و خاري (spine) و غير بند بند باشند. پس در باله ماهیان دو نوع شعاع سخت یا غیربندبند و شعاع نرم یا بندبند یا منشعب وجود دارد. تفاوت اصلي در شعاع نرم و سخت در باله ها دربند بند بودن شعاع نرم است. تعداد شعاع سخت باله ها را با اعداد رومی و تعداد شعاع نرم را با اعداد لاتین نشان می دهند(8/D lll).

ماهيان مختلف را براساس نوع باله ها به گروههاي مختلفي تقسيم بندي مي كنند كه شامل :

نرم بالگان (Malcopterygii) :

اين فرم از باله هاي فاقد شعاع هاي سخت و مفصلي هستند . باله ها در آنها نرم بوده و حالت منشعب دارد كه به آنها ماهيان نرم باله (soft ray fin) مي گويند كه شامل خانواده هاي : آزادماهیان و ماهیان خاویاری

البته در خانواده كپور ماهيان (cyprinidae) و در جنس هاي cyprinus و  carrasius در باله پشتي و مخرجي چند شعاع خاري شكل وجود دارد كه در اصل از بهم پيوستن چندين شعاع نرم و منشعب بوجود آمده اند و هيچ گاه به آنها شعاع سخت گفته نمي شود و به آنها شعاع منشعب و شعاع غير منشعب مي گويند.

خاربالگان (Acanthopterygii)

اين فرم باله ها داراي شعاع سخت غير بند بند هستند و به آنها Hard ray يا spine-rays گويند و شامل خانواده هاي مثل سوف ماهیان وکفال ماهیان,carangidae,serranidae,Lutjanidae , Mugilidae 

 

باله ها در ماهيان بطور كلي به دو دسته تقسيم مي شوند:

باله هاي فرد(unpaired fins): به اين باله هاي مياني هم گفته مي شود كه شامل باله پشتي dorsal fin باله مخرجي anal fin و باله دمي  caudal fin هستند. اين باله ها در محور تقارن بدن واقع شده اند و بيشتر براي حركت movement و شنا بكار مي روند.

باله هاي زوج(paired fins): اين باله ها در طرفين بدن قرار دارند كه معمولاً‌ با توجه به روند تكاملي ماهي جايگاه آنها از ماهيان پست به ماهيان استخواني عالي متفاوت است بطوري كه در ماهيان پست اين باله ها در موقعيت شكمي و پاييني بدن و بيشتر در قسمت مياني و با فاصله بيشتر از سر و سينه قرار دارند مثل ماهيان خاوياري. ولي در ماهيان استخواني عالي بيشتر در موقعيت بالايي و در قسمت جلويي بدن قرار دارند كه شامل باله هاي سينه اي Pectoral و باله هاي شكمي يا لنگي Ventral هستند. ماهیان بدون فک مثل دهان گردان و هگ فيش ها فاقد باله هاي زوج هستند. باله هاي زوج در تعادل و ترمز و نيز در تغيير جهت دادن بكار مي روند.

 

باله پشتي (Dorsal fin ):

اين باله در پشت بدن ماهي قرار گرفته و ممكن است ماهيان مختلف داراي يك عدد و يا دو يا سه باله پشتي مجزا و يا بهم پيوسته باشند و اينكه در برخي ماهيان اين باله ممكن است وجود نداشته باشد مثل سپر ماهيان دم گزنده (Dasyatidae ) همچنين برخي از ماهيان ممكن است داراي باله پشتي خيلي كوچكي باشند مثل سپر ماهيان عقابي شكل (Myliobatidae ). نقش باله پشتی در افزایش سرعت ماهی است و به شکافتن آب کمک می کند از دیگر وظایف باله پشتي تثبيت و كمك به تغيير جهت سريع ماهي و نيز همراه باله دمي مخرجي توقف و ترمز است .

برخي از ماهيان داراي باله پشتي تحليل رفته و كوچك در قسمت جلويي ناحيه پشتي بدن مثل اسبله ماهيان. سوزن ماهي و اسبك دريا هم داراي باله پشتي كوچكي هستند كه از آن براي حركت استفاده مي كنند.

برخي ماهيان داراي يك باله پشتي هستند مانند كپورماهيان ، شگ ماهيان اردك ماهيان، ماهيان خاوياري ، مار ماهيان و آزاد ماهيان .

برخي از ماهيان داراي 2 باله پشتي هستند كه در برخي باله هاي پشتي اولي و دومي از هم فاصله دارند و مجزا هستند مثل راشگو ماهيان،كوتر ماهيان،كفال ماهيان،گل آذين ماهيان يا نقره اي پهلو ماهيانAtherinidae

همچنين در برخي 2 تا باله پشتي بهم پيوسته بوده و از هم فاصله ندارند مثل سوف ماهيان(پرسيده) سرخو ماهيان ( Lutjanidae ) هامور ماهيان ( serranidae ) گيش ماهيان و حلوا سفيد ماهيان (Stromatidae )

روغن ماهي (Gadidae) داراي 3 تا باله پشتي است. گاهی باله پشتی چند خار آزاد دارد که منشا پوستی ندارند(مارماهی خاردار).

آزادماهیان مانند قزل آلا در قسمت پشت بدن بغیر از باله پشتی دارای باله چربی نیز هستند. ماهیان تون نیز بعد از باله پشتی بر روی پشت بدن و در قسمت زیر بدن بعد از باله مخرجی دارای بالچه (finlet) هستند.

اندازه باله پشتي

طول باله پشتی میتواند کوچک(اسبله)، متوسط(ماهی سفید) ویا بلند(نیزه ماهی) باشد.

برخي از ماهيان داراي باله پشتي بلند و ممتد هستند مثل ماهی کپور

در برخي از ماهيان پايه باله پشتي كوتاه است كه اغلب حمل آن در بخش مياني بدن و روبروي باله شكمي است مثل كلمه Rutilus rutilus  يا تلاجي كه در شمال است .

در برخي از ماهيان باله پشتي در قسمت عقب بدن قرار گرفته و داراي پايه كوتاه است مثل ماهيان خاوياري و اردك ماهي.

 

 تغييراتي كه در باله پشتي برخي از ماهيان ايجاد شده است:

در ماهي كوسه چسب يا چسبك ماهي رمورا (Echeneidae) باله پشتي اول به قسمت سر نزديك شده و تغيير شكل داده و به شكل بادكش يا ديسك درآمده و پاشنه مانند است و بوسيله آن قابليت چسبيدن به بدن ساير ماهيان بخصوص كوسه ها مي چسبد.

در برخي از ماهيان مثل راسته صياد ماهيان (Lophiiforms ) یا آنگلرفیش و خانواده lophidae و  Ceratiidae  شعاع اول باله پشتي بصورت اندام قلاب مانند درآمده و داراي يك زايده گول زننده است كه توليد نور مي كند و بوسيله آن طعمه به سمت نور جذب شده و ماهي آن را شكار مي كند كه به اين اندام illicium و به طعمه موجود در ناحيه انتهايي آن كه توليد نور مي كند esca يا lure گويند . 

در سه خاره ماهيان (Gastrosteidae ) تعداد 12-3 عدد خار بصورت آزاد در ناحيه پشتي وجود دارد كه به جنس 3 خاره و 9 خاره تقسيم مي شود .

همچنين برخي از ماهيان داراي باله پشتي بلندي هستند مثل بلند باله ماهيان (Thymalidae ) نيزه ماهي ( xiphiidae ) و يا ملوان ماهي.

برخي ماهيان داراي باله پشتي و مخرجي طويل هستند مثل مارماهيان

معمولاً‌ در ماهياني كه داراي دو عدد باله پشتي هستند باله پشتي اول داراي شعاع هاي سخت و خاري ولي باله پشتي دوم هم از شعاع هاي سخت و بيشتر از شعاع هاي نرم تشكيل شده است.

 

باله مخرجی (Anal fin ):

این باله در محور تقارن بدن و در ناحیه زیرین بدن قرار دارد. محل قرار گرفتن آن بعد ازمخرج است اما در برخی از ماهیان مخرج در جلوی باله مخرجی قرار ندارد مثلادر کوسه ماهیان وسپر ماهیان مخرج بین دو باله شکمی قرار دارد.اغلب ماهیان دارای یک عدد باله مخرجی هستند ولی روغن ماهیان دو باله مخرجی دارند

معمولا باله مخرجی دارای قاعده کوچکی است اما دربرخی ازماهیان قاعده باله مخرجی بزرگتر از مخرج باله پشتی است مثل شگ ماهیان(Clupeidae) و بزماهیان(Mullidae).

-دربرخی ازماهیان این باله طویل وکشیده است و حتی تا باله دمی رسیده وبه آن پیوسته می شود مثل مارماهی مهاجر،اسبله ماهی،چاقو ماهی.که در چاقوماهی منفذمخرج تقریبادرزیرچانه قرارمی گیرد

برخی از ماهیان مثل شیمرا،اسکات،سپرماهیان و برخی از کوسه هامثل Squalus باله مخرجی وجود ندارد

در دهان گردان هم باله مخرجی وجود ندارد وفقط در فصل تولیدمثل آثاری از آن در جنس نر دیده می شود.

در برخی از ماهیان در جنس نر باله مخرجی تغییرشکل داده وتبدیل به اندام جفتگیری شده است که به آن Gonopodium می گویند واندامی برای انتقال اسپرم به اویدکت(oviduct) ماهی ماده می باشدکه شامل خانواده Poecilidae و گامبوزیا ماهیان می باشد که این ماهیان زنده زا هستند و از گامبوزیا برای کنترل لارو پشه آنوفل (مالاریا) استفاده می کنند(کنترل بیولوژیکی پشه)(مولی و گوپی هم همینطور).

 

باله دُمی (Caudal fin):

باله دمی به شکل ها و اندازه های مختلفی دیده می شود ودرمقایسه باسایر باله هابیشترمی تواند سطوح تکاملی وارتباطات بین گونه ها را منعکس نماید همچنین رفتارهای مربوط به شنا رامی توان تا حدودی از روی باله دمی دریافت.معمولاماهیانی که دم دو شاخ دارند می توانند بصورت مداوم حرکت نمایند وهمچنین ماهیانی که باله دمی کوچک دارند یا اینکه باله دمی آنها به باله پشتی ومخرجی بهم پیوسته است شناگران ضعیفی هستند. باله دمی موتور حرکتی ماهی بوده و باعث حرکت ماهی به جلو و عقب می گردد. بعضی ماهی ها باله دمی ندارند مانند مارماهی حفار.

باله دمی در ماهیان به شکلهای مختلفی دیده می شودکه براساس موقعیت ستون مهره نسبت به باله دمی بصورت ذیل تقسیم بندی می شود:  

باله دمی ابتدایی یا پروتوسرک(Protocercal caudal) :

در این نوع باله دمی ستون مهره ها دو شاخه می باشند(به شاخه بالایی Epichordal وشاخه پایینی Hypochordal می گویند)که توسط یک غشاء دایره ای شکل که مشابه باله دمی است،پوشانده می شود این

نوع باله در مرحله لاروی تمام ماهیان و هاگ فیش ها مشاهده می شود.

باله دمی ستون دار(Diphycercal caudal):

در این نوع باله ستون مهره ها(اسکلت داخلی)مستقیماتا انتهای باله دمی امتداد می یابد وباله کمی به سمت پایین متمایل شده است مثل مارماهیان، ماهیان شش دار و سلاکانت.

باله دمی هتروسرک یا نا متجانس(Heterocercal caudal ):

در این حالت ستون مهره ها به داخل لوب بالایی باله دمی فرورفته یا وارد شده است به این باله ها، باله دمی نامتقارن هم می گویند ماهیان خاویاری و کوسه ماهیان دارای باله دمی هتروسرک هستند.

باله دمی هموسرک یامتجانس(Homocercal caudal):

در این حالت ستون مهره(اسکلت داخلی) وارد دو شاخه نمی شود(واردباله دمی نمی شود) واندازه دو لوب برابر است این نوع باله ها ازنظر خارجی متقارن بنظرمی رسد اما از نظرداخلی نا متقارن است زیرا نوک ستون مهره ها به سمت بالاتمایل داردکه دراکثرماهیان استخوانی دیده می شود که به چند نوع تقسیم بندی می شود:

1)Rounded یا گرد: دارای باله دمی گرد هستندمثل گامبوزیا،گاوماهیان و هامور

2)Truncate(باله دمی ناقص):که شناگران پرقدرتی هستندمثل آزادماهیان

3)Emerginate:اندکی تورفته مثل کپور ماهی شکلان و برخی از آزادماهیان

4)هلالی شکل(Lunate):

این ماهیان سریع ترین ماهیان می باشند و دارای حرکات مداوم وسریعی هستند که بیشتر ماهیان شکاری سیار ازاین نوع باله دمی دارند.

5)چنگالی (Forked):مثل برخی کپورها،تلاجی،ساردین و صبور

روغن ماهیان دارای باله دمی ایزوسرک یا باله دمی متقارن هستند.

همچنین درسپرماهیان دم گزنده باله دمی حالت نخی شکل یا شلاقی دارد که در واقع باله دمی طویل و باریک است و به آن لپتوسرک (Leptocercal) گویند.

همچنین درتعدادی از ماهیان بخش انتهای بدن در خلال رشد جذب می شودو بنابراین باله های پشتی ومخرجی ازقسمت انتهایی خلفی بدن فراتر می رودکه به آن دم جفیروسرک(Gephyrocercal) می گویند که در هدفیش(Head fish)وMola mola دیده می شود.

در ماهی پرنده لوب پایینی باله دمی از لوب بالایی بزرگتر است.

 

باله سینه ای(Pectoral fin):

باله ای زوج(Paired fin) بوده ودر سمت چپ وراست بدن بعد از ناحیه سر ودرطرفین آن قرار دارد. در ماهیان شکارچی سیاراین باله ها بیشتردر ناحیه میانی بدن یا زیربدن قرار می گیرند وحالت گرد دارند ودرماهیانی که دارای سرعت شنای زیاد هستند(مثل ماهیان تن) وماهیانی که دارای بدنی بلند هستنداین باله ها حالت دراز وتیز دارند.

ماهیانی که دارای بدنی کشیده وماری شکل هستند باله سینه ای شان چندان برجسته ومشخص نیست.

درماهیان اولیه باله سینه ای درموقعیت پایینی ولی با روندتکاملی ماهی جایگاه باله سینه ای هم بالاتر می رود .

دربرخی از ماهیان مانند ماهیان پرنده باله سینه ای بسیار بزرگ شده واز آن برای پرواز در بیرون از آب استفاده می کندکه طول پرش در آنها 100-50 متر و ارتفاع پرش هم 2مترمی باشد این ماهی پلانکتون خوار می باشد.

در خانواده راشگوماهیان تعدادی ازشعاع های باله سینه ای درچنین پوستی قرار نگرفته وکمی جلوتر ازباله سینه ای در جلوی سر به حالت آزاد وجود دارد که می توانند6-4عدد شعاع آزاد داشته باشند که این شعاع های آزاد بعنوان اندام های حسی لامسه هستند.

سپرماهیان عقابی هم از باله سینه ای برای پرواز در آب استفاده می کنند(در داخل آب).

برخی از ماهیان دارای باله سینه ای بازو مانند وقطعه قطعه هستند که به آن Brachiopterygium گویند که در ماهیان شش دار و بیچیر دیده می شود

بنابراین در ماهیان استخوانی پست باله های سینه ای در وضعیت پایینی بدن و مورب (اریب مانند)(بخاطر استخوان مزوکوراکوئید) قرار دارند ولی در ماهیان استخوانی عالی در وضعیت بالا و عمودی قرار گرفته اند.

 

باله شکمی (Pelvic fin):

باله ای زوج بوده و درقسمت شکمی قرار دارد که محل قرار گرفتن آن در خانواده های مختلف متفاوت است. در اغلب ماهیان باله شکمی در قسمت انتهایی تنه واقع شده است از لحاظ تکاملی هر چه ماهی تکامل یافته تر باشد محل آن به سمت جلوی بدن وبه سمت باله سینه ای قرار دارد مثلا درکوسه ها باله های شکمی در ناحیه پایین بدن ودر ماهیان خاویاری هم به همین شکل ولی در ماهیان استخوانی عالی باله شکمی نزدیک باله سینه ای و به سمت بالایی بدن تمایل دارد در روغن ماهیان و قورباغه ماهیان باله شکمی در وضعیت جوگولار(Jogular) و درجلوی باله سینه ای قراردارد.

تعداد شعاع هادر باله شکمی در ماهیان استخوانی معمولایک عدد سخت یاخاری و5 عددنرم و منشعب هستندو تعداد این شعاع در ماهیان پست تر بیشتر است.

در جنس نر کوسه،سپرماهیان وشیمرا باله شکمی تبدیل به اندام جفتگیری شده که به آن کلاسپر یا Pterygopodium یا Myxopodium می گویند.

برخی از ماهیان فاقد باله شکمی هستند مانند لامپری (مارماهی دهان گرد) و مارماهی مهاجر یا Eel

در برخی ازماهیان باله شکمی بهم پیوسته و دیسک مانند شده که جهت چسبیدن به کف سنگ ها و ناحیه بستر بکارمی رودمانند گاوماهیان، چسبک ماهیان، سیکلوپتریده.

روش تشخیص باله سینه ای از باله شکمی :

باله های سینه ای به خط میانی بدن نزدیک هستند ولی باله های شکمی فاصله بیشتری ازخط میانی بدن دارند.

 

پوست ماهیان

پوست پوششي است كه بدن موجود را از محيط جدا مي كند و نقش حفاظتي براي موجود دارد و بسياري از ارتباطات با محيط خارج از طريق آن صورت مي گيرد. پوست ماهي با وظايف متعدد و نقش هاي مهم، حفاظت، برقراري ارتباط، دريافت پيامهاي حسي، حركت، تنفس، تنظيم يوني، ترشح و تنظيم حرارتي رابه عهده دارد .

آزمايش لام مرطوب جهت ديدن انگلهاي خارجي و باكتريها در پوست براي تشخيص، تقريبا ضروري است چنان كه بسياري از بسياري از تك ياخته ايها به روش لام مرطوب نسبت به تهيه مقطع پارافيني بهتر ديده مي شوند.

ساختار عمومي پوست        

پوست ماهيان همانند ساير مهره داران از دو لايه تشكيل شده است كه شامل لايه خارجي (اپيدرم) و لايه داخلي (درم يا كوريوم) مي باشد. اپيدرم بافت پوششي چند لايه است و از لايه اكتوردم جنين منشأ مي گيرد و درم ساختار فيبري با سلول هاي نسبتاً كم است و از مزانشيم جنين با منشأ مزودرمي منشأ مي گيرد. معمولاً در ماهيان اپيدرم از درم نازك تر است ولي ضخامت آن بستگي به گونه ماهي، سن، شرايط محيطي و غيره دارد. در اپيدرم تعدادي اندامهاي ضميمه مثل گيرنده هاي حساس ، پولك ها ، غدد موكوسي ، غدد سمي و اندامهاي درخشان وجود دارند كه اين اندامها در گونه هاي مختلف ماهيها ، اختصاصي هستند.

 

 روپوست (Epiderm)

اپيدرم ماهي يك نوع بافت پوششي سنگفرش مطبق است تعداد لايه هاي سلولي از دو لايه در نوزادان تا ده لايه در ماهيان بالغ است. اپيدرم در ماهيان نازك است و از 30-10 لايه سلولي با ضخامت متوسط250 ميكرون تشكيل شده است. در ماهي اسبك دريا و گونه هاي وابسته تنها داراي 3-2 لايه سلول هاي اپيدرمي است كه ضخامت اپيدرم در آنها حدود 20 ميكرون است ولي اپيدرم ناحيه لب هاي تاس ماهيان بيش از mm3 ضخامت دارد.

واحد ساختاري پايه اپيدرم ماهي ، همانند تمام مهره داران سلول پوششي (اپي تليال) است وجود سلول پوششي تنها ويژگي ثابت در همه ماهيان است. روپوست، از اكتودرم منشا مي گيرد و از چندين لايه سلولهاي پوششي تشكيل شده است . اين لايه ها به غشاي پايه متصل هستند كه اپيدرم را از درم جدا مي كند. اپيدرم علاوه بر سلولهاي پوششي داراي چندين نوع سلول ديگر مثل سلولهاي موكوسي، سلولهاي گرزي و سلولهاي كيسه اي شكل مي باشد. سلولهاي گرزي شكل(Club cells) چهارمين دسته از سلولهاي ترشحي اپيدرم ماهيان هستند، در بين ماهياني كه سلولهاي گرزي شكل دارند مي توان به ماهيان ابتدايي راسته پلي پتريفومس و مارماهيان اشاره كرد.  بزرگترين گروه ماهيان داراي سلولهاي گرزي شكل فوق راسته اوستاريوفيزي است كه شامل راسته هاي Gonorhinchiforms , Cypriniforms , Characiforms , Siluriforms , Gymnotiforms و بيش از  گونه هاي ماهيان شناخته شده و ماهيان آب شيرين را در بر مي گيرد.

معمولاً اين سلولها در لايه هاي مياني اپيدرم واقع شده اند و فاقد منافذي به سمت سطح اپيدرم هستند.                  

در ماهيان اوستاريوفيزي وظيفه سلولهاي گرزي ايجاد ماده هشدار دهنده يا دستگاه Schreckstof است كه عصاره ترس نام دارد و هنگامي كه يك ماهي آسيب مي بيند غالباً ماهيان اوستاريوفيزي ديگر از طريق بوييدن به وجود اين مواد پي مي برند و واكنش دفاعي در مقابل شكارچي از خود نشان مي دهند. مثلاً بصورت فشرده بصورت گله اي جمع مي شوند و يا اينكه داخل پناهگاه مي روند ويا اينكه بي حركت مي مانند.سلولهاي گرزي در ماهيان استاريوفيزي به غير از توليد عصاره ترس به بستن جراحات پوست نيز كمك مي كنند

سلولهاي جامي يا موكوسي (Mucous cells) غده اي برون ريز و تك سلولي است كه در بيشتر گروه هاي حيوانات متداول است اين سلول كه جزء دستجات ثانويه سلول ترشحي در پوست ماهي محسوب مي شود همانند ساير مهره داران در بافت هاي پوششي دروني ماهي ديده مي شود و تقريباً به جز چند مورد بطور معمول در پوست ماهي يافت مي شود. اپيدرم لامپري فاقد سلول هاي جامي شكل است . توليد موكوس در لامپري توسط سلول هاي پوششي صورت مي گيرد اما در بيشتر ماهيهاي ديگر، اپيدرم داراي سلول هاي موكوسي مي باشد.

 

 لايه درم

اين لايه بخش اعظم آن بافت همبند فيبري را شامل مي شود و واجد رگ هاي خوني، اعصاب، فلس ها و بافت چربي است. درم بسيار ضخيم تر از اپيدرم است و از پيچيدگي بيشتري برخوردار است معمولاً اين لايه از لاية اسفنجي Stratum spongiosum تشكيل يافته است كه شبكه اي از بافت همبند است و درست در زير اپيدرم قرار دارد

لايه عميق تر درم، لايه متراكم (Stratum compactum) است. معمولاً درم داراي بافت همبند و تعداد اندكي سلول نيز است همچنين يك لايه تحت كوتيس (Subcutis) از بافت همبند بعد از عضلات قرار مي گيرد درم حاوي سلول هاي رنگدانه اي، رگ هاي خوني، اعصاب، عدسي هاي مولد نور، اسكوت و فلس ها مي باشد.

غشاي پايه

غشاي پايه يك جزء از درم به حساب مي آيد اما مشاركت اپيدرم نيز براي شكل گيري آن ضروري است غشاي پايه چندين وظيفه بعهده دارد آنها بعنوان سد تصفيه كننده عمل مي كنند و عبور سلول ها و مولكول ها بين بافتهاي مختلف را كنترل مي كنند و همچنين تصور مي شود كه در تنظيم شكل گيري ظاهر ماهي و التيام زخم نقش دارند و همچنين محل اتصال براي سلول هاي پوششي و ساير سلول ها هستند.  

هيپودرم

معمولاً بخش فوقاني هيپودرم درست در زير بافت پوششي داخلي پوست توسط لاية كروماتوفورهاي عمقي اشغال مي شود رگ هاي خوني و دستجات عصبي كه در پري نوريوم (perinurium) محصور شده اند نيز در اين لايه قرار مي گيرند در زير آن سلول هاي متورم حاوي چربي زير پوست قرار دارند. قابليت انعطاف هيپودرم امكان مي دهد كه حركت قابل ملاحظه جلد بين لايه فشرده و ميوتوم (عضلات) سطحي صورت گيرد.     

  

اندام هاي مولد نور (فتوفورها) و نور زیستی(Bioluminescense) در ماهیان        

اين اندامها در ماهيان دريايي و بيشتر در ماهيان اعماق دريا يافت مي شوند اما درماهيان آبهاي كم عمق تر نيز ديده مي شوند. ماهیانی که قادر به تولید نور هستند بیشترشان در آبهای عمیق(1000-300 متر) زیست می کنند. به نور تولید شده نور سرد اطلاق می شود چون فاقد حرارت و گرما است. تولید نور در ماهیان در اندام خاصی که فتوفور(Photophores) نامیده می شود صورت می گیرد نور زیستی یا زنده در ماهيان دو نوع است:

نور كه در اثر حضور باكتري هاي مولد نور در در اندام هاي نوري بر اساس يك ارتباط همزيستي ايجاد مي شود.

نوري كه از سلول هاي مولد نور (self – luminous) بصورت خود بخود بوجود مي آيد.

باكتريهاي مولد نور در اندام هاي نوري ماهيان شناسايي شده اند شامل گونه هايي از فتوباكتريوم و ويبريو هستند. اندام هاي مولد نور چه از نوع باكتريايي و چه از نوع خود بخودي منشأ اپيدرمي دارند و تقريباً در هر جايي از بدن ديده مي شوند.

 

 سلول هاي رنگي (كروماتوفورها)

در ماهيان از لامپري ها تا ماهيان استخواني عالي اين سلول ها در درم ديده مي شوند سلول هاي رنگي در همه مهره داران از جمله ماهيان داراي منشاء جنيني مشترك هستند و از تاج عصبي نشأت گرفته اند اين سلولها در ماهيان وسايرمهره داران خونسرد به پنج گروه تقسيم بندي مي شوند:

1)ملانوفورها :رنگدانه هاي سياه تا قهوه اي

2)اريتروفورها : رنگدانه هاي قرمز متمايل به زرد

3)گزافتوفورها : اساساً با رنگدانه هاي زرد

4)لوكوفورها : بدون رنگ با رنگدانة انعكاسي

5)ايريدوفورها : بدون رنگ با رنگدانة انعكاسي

6)سيانوفورها : رنگدانه هاي آبي

 

فلس و وظایف آن

فلس ها ساختارهایی هستند که در جیب پوستی قرار دارند و دارای منشا درمیس هستند ولی در تشکیل فلسهای پلاکوئید هم اپیدرم و هم درم دخالت دارند. بیشترین رشد فلس در ماهیان قبل از بلوغ می باشد. معمولا روی فلسها یک سری خطوطی دیده می شوند که از مرکز فلس به طرف لبه آنها کشیده شده اند و بنام کانالهای شعاعی(Radius) خوانده می شوند که این کانالها باعث انعطاف پذیری آنها بخصوص در فلسهای ضخیم می شوند. اما در اغلب ماهیان پس از سرپوش آبششی فلس ها شروع به رویش می کنند. تمام ماهیان متولدشده در هنگام لاروی در ابتدا فاقد فلس هستند ولی پس از مدتی فلس ها شروع به رشد می کنند. فلس ها در یک زمان در تمام قسمت های بدن ماهی شروع به رویش نمی کنند که دانستن این امر در تعیین سن ماهی با استفاده از فلس مهم است. در کپورماهیان فلس ها از قسمت میانی بدن شروع به ظاهرشدن می کنند(زیر باله پشتی) در مارماهی از ناحیه وسط تنه، در ماهی سوف فلس ها در ناحیه دمی شروع به ظهور می کنند. در ماهی کفال محل ابتدای رویش فلس و جایگاه آن بعنوان کلیدشناسایی بکار می رود. در برخی از ماهیان مثل کلمه دریای خزر(Rutilus rutilus) مرز بین قسمت قدامی و خلفی فلس خیلی مشخص است ولی در اکثر ماهیان هرینگ این دو قسمت براحتی از هم تشخیص داده نمی شوند. در برخی از ماهیان مانند شگ ماهیان فلسها براحتی از بدن کنده می شوند ولی در برخی دیگر مانند سوف ماهیان و ماهی سفید دریای خزر بخصوص در فصل تخم ریزی در نتیجه فعالیت های مختلف هورمونی به سختی از بدن جدا می شوند. فلسهای ریخته شده ماهیان توسط فلسهای تازه جایگزین می شوند ولی مرکز این فلسها خطوط منظمی نداشته و برای تعیین مناسب نیستند.

انواع فلس در ماهیان

فلس هاي گانوئيدي: اين فلس ها در ماهيان پلي پتريدي (بيچر)، ماهيان خاوياري و پاروبوزه ماهيان ديده مي شوند.

فلس هاي پلاكوئيدي: در كوسه ماهيان، سپر ماهيان و شميراها ديده شده اند.

فلس هاي كا سموئيدي: در ماهيان فسيل و ساركوپتربيگي، سلاكانت ها وماهيان شش دار وجود دارند.

فلسهاي سيكلوئيدي: در كپورماهيان، آزادماهيان و ... مشاهده مي شوند.

فلس هاي كتنوئيدي: در سوف ماهيان وجود دارند.

 

ادراک حسی

حس های بویایی، چشایی و بینایی در ماهیان

ماهیان ،جهان اطراف خود را به روش های گوناگون حس می کنند.بسیاری از ماهیان واجد حواس بینایی، شنوایی وچشایی هستند که ما می توانیم از روی تجارب خود به آنها پی ببریم وآنها را درک کنیم.

گیرنده های شیمیایی

این گیرنده ها شامل بویایی، چشایی و گیرنده های منفرد شیمیایی هستند. حس بویایی و چشایی در بیشتر حیوانات خشکی کاملاٌ قابل تفکیک است. درماهی هردو اندام،نسبت به تحریک ناشی از مواد شیمیایی محلول در آب ،دارای حساسیت مشابه هستند اما براساس محل گیرنده های حسی و همچنین مراکزتجزیه وتحلیل داده ها در مغز از هم تفکیک می شوند.

حس بویایی


تشریح اندامهای بویایی
اندامهای بویایی در ماهیان، در داخل کیسه هایی بر روی  پوزه قرار گرفته اند و معمولا به طور مستقیم در جلوی چشم واقع شده اند کیسه های بینی در اکثریت ماهیان ، با حلق ارتباط ندارند و تنها سوراخ بینی خارجی مشاهده میشود. درهر طرف سر ، مشخصا سوراخ های بینی قدامی و خلفی وجود دارد. از ماهیانی که در آنها سوراخ های بینی داخلی دیده میشود ، میتوان ماهیان شش دار ، هاگ فیش ها و استارگازرها را نام برد.

حس چشایی


تشریح گیرنده های چشایی
گیرنده های حس چشایی را غنچه های چشایی می نامند.ساختار این غنچه ها ،تا حدودی شبیه توپ فوتبال یا گلابی است. معمولا غنچه های چشایی، در دهان و ناحیه حلق متمرکزند و حتی بر روی کمانهای آبششی ماهیان استخوانی نیز ظاهر می شوند. در حالی که گیرنده های بویایی در داخل بینی قرار دارندغنچه های چشایی به طور متداول علاوه بر دهان، در چندین نقطه از سطح خارجی بدن قرار گرفته اند. ماهیان کفزی مثل گربه ماهیان تعداد زیادی گیرنده چشایی بر روی پوست ،باله ها و سبیلک خود دارند. غنچه های چشایی بر روی لب واندام های کامی حفره دهانی دیده می شوند غنچه های چشایی به طور متداول علاوه بر دهان ،در چندین نقطه از سطح خارج بدن قرار گرفته اند. ماهیانی که غذا را توسط حس چشایی پیدا می کند،لوب های چهره ای ویا واگ بصل النخاع بسیار توسعه یافته است.

حس بینایی(Vision)

نور اهمیت زیادی در تغذیه ماهی و زندگی آنها دارد، زیرا مهمترین عمل در غذایابی را چشم انجام میدهد. از لحاظ اندازه، چشم ماهی نسبت به بدن در ماهیان نسبت به سایر جانوران اندازه چشم بزرگتر است زیرا در محیط های آبی به دلیل اهمیت نور در تغذیه ماهی و همچنین وجود نور کمتر، چشمان بزرگتری برای دید لازم می باشد بطوری که در نور کم و تاریکی بتدریج کارایی چشم در یافتن غذا کاهش یافته و ماهی به کمک سبیلک ها به جستجوی غذا می پردازد.

قدرت تیزبینی ماهی بیشتر از انسان است. اغلب ماهیان در غذایابی و تغذیه به صورت انتخابی عمل می کنند که به آنها Selective Feeder گویند. بینایی در ماهیان علاوه بر یافتن غذا نقش مهمی در در دفاع و فرار از شکار، تشکیل گله(Schooling) و مهاجرت های افقی و عمودی دارد.

 

چشم


عدسی چشم ماهیان گرد وکروی است و برای تطابق در داخل کره چشم جلو و عقب می رود(برخلاف سایر مهره داران که عدسی تغییر ضخامت می دهد). ماهیان در چشم خود مژه، پلک و غدداشکی ندارند در برخی از ماهیان صفحه نازک چربی مانندی به نام پلک سوم یا پلک چربی(Nictitant) وجود دارد که بیشتر در ماهیان پلازیک در کوسه ها، شگ ماهیان(Clupeidae)، کفال ماهیان(Mugilidae) و ماهیان تن دیده می شود که غیرمتحرک است و اساسا برای کاهش مقاومت تحدب چشم در مقابل جریان آب در آن سوی سطح سر بکار میرود.

در برخی از ماهیان چشم در بالاترین نقطه بدن قرار گرفته است مثل گاوماهیان(Gobidae) و ماهی چهارچشم و زمین کن ماهیان که ماهی زمین کن(Platycephalus indicus) معمولا در زیر ماسه ها پنهان شده و فقط چشم های آن بیرون است و به دنبال شکار می گردد و از سخت پوستان و ماهیان کوچک تغذیه می کند. همچنین ماهی چهارچشم(Anableps) که چشم آن در هر طرف به دو قسمت تقسیم شده، می تواند بطور همزمان هم پایین و هم بالای سطح آب را ببیند که این ماهی بیشتر در آبهای شیرین و لب شور(Brackish water) زیست می نماید.

در برخی ماهیان چشم ها در پایین ترین نقطه سر قرار دارند مثل فیتوفاگ و بیگ هد.

در لارو مارماهی دهان گرد که Amocoet نام دارد و برگی شکل است پرده نسبتا ضخیمی چشم را تا زمانی که در زیر ماسه ها است می پوشاند ولی بتدریج با تکمیل دگردیسی این پرده تحت تاثیر غده پینه آل کم کم هضم شده و چشم ها در آن ظاهر می شوند. ماهیان غارزی مثل ماهی کور غاری(Iranocypris typhlops) که در غارها زیست می کند و در لرستان نیز گزارش شده فاقد چشم است و دارای رنگ شفافی می باشد. در کفشک ماهیان چشم ها ابتدا در دو طرف بدن قرار دارند ولی بتدریج با بزرگ شدن و وقتی که به اندازه 20 سانتی متر می رسد کم کم شروع به زندگی بر روی بستر دریا نموده و بر روی پهلو دراز می کشند یعنی روی یک طرف بدن خود می خوابند بنابراین سمت زیرین بدن کم کم بیرنگ شده و چشم ها بتدریج به سمت بالای بدن و یک طرف منتقل می شوند که در بیشتر کفشک ماهیان فلاندر چشمها در سمت راست بدن قرار دارند که به آنها راست چشم گویند مانند Pleuronectidae ولی در خانواده Bothidae در سمت چپ بدن قرار دارند که به آنها چپ چشم گویند. در خانواده Soleidae هم با بزرگ شدن، چشم چپ به سمت راست مهاجرت می کنند. ماهیانی که چشم شان در سمت راست بدن قرار دارد را Dextral  و آنهایی که در سمت چپ بدن قرار دارد را Sinistralگویند. بطورکلی در این ماهیان سمتی که چشم دارد را سمت بینا یا Ocular و سمتی که فاقد چشم است را سمت نابینا یا Blind گویند. معمولا این ماهیان در سمتی را که چشم ندارند روی بستر می خوابند. گربه ماهی در محیط روشن و نورانی عصبی و خشمگین می شود.

  گیرنده های مکانیکی

شامل حس شنوایی، خط جانبی و الکتریکی هستند.

 

حس شنوایی و تعادلی در ماهیان

ماهیان دارای گوش داخلی هستند که در قسمت سر در جمجمه و محفظه شنوایی قرار گرفته است و گوش میانی و خارجی ندارند. بنایراین پرده صماخ و استخوانهای مربوطه را ندارند.

بطورکلی گوش در ماهیان از دوبخش فوقانی(نقش تعادلی) و زیرین(نقش شنوایی) تشکیل شده است که بخش فوقانی بنام اتریکول که در تعادل و بخش زیرین بنام ساکول و لاگنا که در شنوایی نقش دارند می باشد. علاوه بر این مجرای نیمدایره هم در بخش فوقانی قرار گرفته که تعداد آن در هاگ فیش ها یک عدد، لامپری ها 2 عدد و در سایر ماهیان از 3 عدد مجرای نیمدایره تشکیل شده است این سه مجرا كم و بیش در سطوح افقی ، عمودی و پهلویی قرار دارندکه این مجاری با زاویه 90 درجه نسبت به هم قرار گرفته اند و در محل اتصال آنها به یکدیگر برآمدگی هایی بنام آمپول وجود دارد که بر روی این آمپول ها سلول های Crista واقع شده اند و بر روی آن یك كلاهك ژلاتینی قرار گرفته است كه زوائد مو مانند سلولهای نوروماست را احاطه كرده است نوروماست ها گیرنده های اصلی دستگاه شنوایی – خط جانبی هستند. این مجموعه شامل سلولهای حمایت كننده است كه سلولهای حسی گلابی شكل را احاطه كرده است كه هر كدام از این سلولها واجد رشته های حسی یا مژه هستند . حركت سر در جهات مختلف سبب می شود كه آندولنف مجاری نیمدایره ، باعث تحریك نوروماست ها شود. ساكول از سطح شكمی به اوتریكول متصل شده است و لاگنا كه به قسمت خلفی ساكول چسبیده ، به خوبی قابل تشخیص است. در هر سه بخش فوق الذكر بسترهایی از سلولهای نوروماست وجود دارد كه به آن ماكوله می گویند و بر روی آن ، سنگریزه های شنوایی ( اتولیت ها ) قرار دارند. در ماهیان استخوانی 3 جفت سنگریزه شنوایی یا اتولیت بنام های لاپیلوس، ساجیتا و آستریکوس وجود دارد که هر کدام روی استخوانهای اتریکول(که سنگریزه شنوایی لاپیلوس در آن قرار دارد)، ساکول(که سنگریزه شنوایی ساجیتا در آن قرار دارد) و لاگنا(که سنگریزه شنوایی آستریکوس در آن قرار دارد) می باشند. بزرگترین سنگریزه شنوایی یا اتولیت در ماهی شوریده وجود دارد و نامگذاری علمی آن هم برگرفته از همین اتولیت است. بزرگترین سنگریزه شنوایی ساجیتا می باشد.

سلول های مویی(Hair Cells) زیادی در اطراف سنگریزه ها وجود دارند که عمل شنیدن و همچنین دریافت وضعیت و موقعیت ماهی را انجام می دهد.

 

خط جانبی(Lateral Line)

در اغلب ماهیان سیستم خط جانبی توسط سوراخ هایی که در دو طرف بدن قرار گرفته اند با محیط بیرون که معمولا پوست و فلس را سوراخ کرده، ارتباط پیدا می کند ولی در برخی از ماهیان ظاهرا اثری از خط جانبی برروی بدن دیده نمی شود بلکه در زیر فلس و پوست قرار گرفته است. برخی از ماهیان فاقد خط جانبی هستند. در ماهی مخرج لوله ای(Rhodeus sp یا Bitterling) از خانواده کپورماهیان خط جانبی ناقص می باشد. در شمشیرماهی(Pelecus sp) از کپورماهیان خط جانبی زیگزاگ مانند و کامل است. در گیش ماهیان(Carangidae) خط جانبی ملاقه ای شکل است و در قسمت جلو به سمت بالا انحناء دارد. در ماهی پرنده(Exocoetidae) خط جانبی در قسمت شکمی قرار گرفته است.

گوش داخلی و خط جانبی از نظر دریافت میزان فرکانس با هم فرق دارند ولی هر دو دارای گیرنده های مکانیکی هستند. خط جانبی فرکانس های بین 50- 15 هرتز و گوش فرکانس های بالاتر و بین 4700- 50 هرتز را دریافت می نماید. بنابراین خط جانبی عمدتا به حرکات و تکانهای قوی و ضعیف آب حساسیت نشان می دهد. خط جانبی بخوبی امواج ناشی از حرکت دیگر جانوران و یا انعکاس حرکت خود موجود را دریافت می کند. عاملی که در خط جانبی فعال است و می تواند این امواج را دریافت نماید بعنوان نوروماست(Neuromast) خوانده می شود که در پایه سوراخ فلس ها قرار گرفته و دارای گیرنده های مکانیکی است. البته در بخش سر و روی پوست و سایر قسمت های بدن می توانند وجود داشته باشند. هر سلول حسی یا نوروماست از سلول های مویی تشکیل شده وبخش فوقانی نوروماست کاپولا(Cupula) نام دارد که بر اثر محرک های مکانیکی و حرکات آب جابجا شده(خم شده) و سلول هایی مویی(Hair Cells) را تحریک می کند که این خم شدن و برگشتن به حالت اول باعث ایجاد جریان و به دنبال آن انتقال جریان از طریق رشته های عصبی به مغز می شود.

خط جانبی از طریق مسیر عصبی با دستگاه شنوایی و مغز در ارتباط می باشد.

در ماهیان الاسموبرانش(کوسه و سپرماهیان) و گرزک ماهیان(Plotosidae) در قسمت سر اندامی بنام آمپول لورنزینی وجود دارد که کم وبیش کیسه مانند است و توسط یکسری از منافذ با یک کانال به بیرون ارتباط دارند که از ماده ژله ای پر شده و ممکن است دارای یک یا چندین مجرای مسدود که به سلول های حسی ختم می شوند باشند و بوسیله عصب شاخه هفتم عصب دهی می گردد. این آمپول در این ماهیان دارای گیرنده های حساس مکانیکی و الکتریکی ضعیفی می باشد. سپرماهیان در پوزه خودشان دارای وزیکول های ساوی می باشند که عمل آن مشابه آمپول لورنزینی است.

 

تولید الکتریسیته در ماهیان

الکتریسیته تولیدی توسط ماهیان از لحاظ ولتاژ به 2 گروه ضعیف و قوی تقسیم بندی می شود و در یک تقسیم بندی دیگر به 3 گروه( گروه سوم با ولتاژ بسیار پایین) تقسیم می شود. برق تولیدی توسط ماهیان از نوع مستقیم بوده و هر سه خصوصیت الکتریسیته مستقیم را دارد. یعنی عقربه مغناطیسی ار منحرف می کند، می تواند لامپ را روشن نماید، آب را هیدرولیز کند و تولید گرما کند. معمولا 6 راسته از ماهیان که شامل 9 خانوداه ماهیان استخوانی و 2 خانواده از ماهیان غضروفی توانایی تولید برق را دارند که شامل:

راسته Rajiiformes : Rajiidae، Torpedinidae

راسته Siluriformes : Malapteridae

راسته Gymnotiformes : Electrophoridae، Gymnotidae، Apteronotidae، Rhamphichthidae

راسته Perciformes : Uranoscopidae

راسته Petromyzontiformes : Petromyzontidae

راسته Osteoglossiformes : Mormyridae، Gymnarchidae

بیشترین ولتاژ برق در بین ماهیان مربوط به مارماهی الکتریکی(Electrophorus electricus) که بین 700- 650 ولت می باشد.

اندام های تولیدکننده الکتریسیته

تولید الکتریسیته در ماهیان توسط اندام های الکتریکی مجزا و مستقل که از تغییر شکل بخش های ماهیچه ای بوجود می آید صورت می گیرد که از لحاظ شکل و محل قرارگیری در گونه های مختلف متفاوت است اما اساس ساختمان میکروسکوپی آنها در همه یکسان می باشد. اندامهای الکتریکی از سلولهای خاصی تشکیل شده اند که به آنها الکتروسیت می گویند و از سلولهای عضلانی نشات گرفته اند. الکتروسیتها نازک و ویفر مانند هستند و به صورت دسته ای یا توده ای مرتب شده اند. اندام های الکتریکی از سلولهای بزرگ و دیسک مانند بنام الکتروپلت یا الکتروسل تشکیل شده است که دارای سطوح همشکلی که بر روی هم قرار گرفته اند می باشد. هر الکتروسل دارای دو سطح متفاوت از هم می باشد که یکی از سطوح بوسیله شبکه فشرده ای از پایانه های عصبی پوشیده شده و دارای سطح صافی است و طرف دیگرشان غیرعصبی و دارای زوایدی کرک مانند است و برای افزایش سطح، حالت چین خوردگی پیدا نموده است. تعداد ستونها ممکن است در ماهیان به 70- 50 عدد برسد و در داخل هر ستون بین 10000- 5000 الکتروپلت قرار دارد که در ماهیان مختلف متفاوت است.

ماهیان الکتریکی به سه گروه تقسیم می شوند:

ماهیان با الکتریسته قوی: مارماهی الکتریکی، گربه ماهی الکتریکی، سفره ماهی الکتریکی

ماهیان با الکتریسته ضعیف: چاقوماهیانknife fishes ، Elephant nose یا فیل ماهی مورمورید

ماهیانی که فقط الکتریسسته دریافت می کنند: کوسه ها، سفره ماهیان، گربه ماهی، Paddle fish

 

اسکلت ماهی

اسکلت ماهی از3 بخش تشکیل شده است
1 – ستون مهره ها
2 – جمجمه
3 – اسکلت ضمیمه


ستون مهره ها

در ماهیان از نظر رشد متفاوت است ومهره اگر چه در یک ردیف قراردارند امامهره ها زوائد لازم جهت پیوستن ندارند ومهره ها اساس ساختاری جهت حرکات شنای ماهیان را تامین می کند وبرای هر بند بدن یک مهره وجود دارد و تحمل فشارزیادی که در اثر انقباض توده عضلات بزرگ در حین شناوارد می شود سازگاری یافته است

ستون مهره ها از 2 نوع مهره ساخته شده است
1 – مهره های قدامی ( اطلس و آکسیس )
که برای اتصال ومتصل شدن جمجمه اختصاص یافته است
2 – مهره های خلفی – که تغییر شکل یافته وبه یک ردیف صفحات استخوان پهن( هیپورال –اپورال – اوروستیل ) تبدیل شده که با شعاع باله دمی متصل شده وبین دو ردیف مهره ها تنه قرارگرفته اند ووظیفه خون رسانی به تمام عضلات دمی می باشد.

 جمجمه ماهیان

جمجمه دارای یک ساختار پیچیده است که اولین نقطه ان سرمی باشد که محل ورود آب وغذابرای تغذ یه وتنفس است ومحل اندمهای مهم حساس است وپوشش حفاظتی مغزوآبشش وسایراندام ها به حساب می اید ونیز محل شروع حرکت ماهی است که شامل :

1 – جمجمه عصبی( سفت ومغزواندام حسی شامل می گردد

2 – آرواره ها( فکین شامل می گردد)

3 - غضروف آبششی ( که آبششها را حمایت می کند )

اسکلت ضمیمه ای


که  حمایت کننده داخلی برای باله های مختلف سینه­ای و شکمی است 


  ستون فقرات


در هاگ فیش ها آثاراولیه وجود مهره های غضروف کوچک دیده می شوند که در ناحیه دمی هستند ودر لامپری اجزای کمانی خونی  سرتاسر طول بدن دیده می شود ودر ماهیان الاسموبرانشی مهره غضروفی فشرده ومنقبض شده وبه یک رشته تسبیح مانند شباهت دارد. در ماهیان خاویاری ستون فقرات بیشتر غضروفی است و درماهیان تلئوست مهره های استخوانی از دو طرف مقعر هستند که فضای خالی بوسیله نوتوکورد پر می شود. در ماهیان استخوانی به آخرین مهره بدن اوروستیل(Urostyle) و به ملحقات آن صفحه هیپورال(Hypural plate) گویند.

 

عضلات و انواع آن

1 - عضلات قرمز:

دارای عروق ومویرگهای زیادی هستند ورنگ آن به سبب رنگدانه ای مستقل به اکسیژن در خون است ودر تامین اکسیژن برای سلولها نقش دارد و ماهیانی که دارای فعالیت زیاد هستند دارای عضلات قرمز بیشتری دارند که از راه هوازی تامین انرژی می کنند و برای عکس العملهای طولانی مدت و بی وقفه کاربرد دارند.

2 – عضلات سفید :

نسبت به عضلات قرمز ضخیم تر هستند وگلیگوژن را به اسیدلاکتیک تبدیل می کنند که برای عکس العملهای کوتاه ولی انفجاری و سریع مفید است و از راه بیهوازی انرژیشان را بدست می آورند . در ماهیان کم تحرک این عضلات بیشتر هستند.

3 – عضلات صورتی :
برای سرعتهای زیاداستفاده می گردد که برای عضلات قرمز تحملش مشکل است وبرای عضلات سفید کم است وبرای سرعتهای کند استفاده می شود.

 

 دستگاه تنفس ماهي

دستگاه تنفس ماهي به شكل حلقوي ميباشد و متشكل از  چند رديف كمان آبششي به همراه خارهاي آبششي ورگ هاي خوني كه توسط لايه نازك مخاطي پوشيد شده است ماهي ها علاوه بر آبشش توسط پوست وروده هم تنفس ميكنند.

ساختار آبشش

آبششها در درون حفره هاي آبششي در دو طرف سر ماهي واقع اند و از كمان هاي استخواني يا غضروفي سخت  تشكيل شده كه زوج هايي از رشته هاي آبششي  به آنها متصل است وهررشته آبششي  متشكل از تعداد زيادي  تيغه ميباشد كه سطح مناسبي را  به  منظور تبادل اكسيژن فراهم ميكنند.

کمان آبششی

هركمان آبششي متشكل از تعداد زيادي رشته هاي  آبششي  مي باشد و  تعداد  رشته ها در ماهيان متفاوت ميباشد  و  به عواملي نظير  گونه و اندازه ناحيه  سطحي بدن ماهي بستگي دارد. ماهیان دارای 4 جفت کمان آبششی هستند البته در برخی از ماهیان کمان پنجم هم وجود داشته که تبدیل به دندان حلقی شده است. کمان آبششی شامل بخش داخلی و خارجی می باشد که بخش داخلی آن از خارهای آبششی(Gill raker) و بخش خارجی از رشته های آبششی(Gill filament) تشکیل شده است که بر روی این رشته ها تیغه های آبششی(Lamella) قرار دارند که عامل اصلی در فعالیت تنفسی می باشند. معمولا در اولین کمان بزرگترین خارهای آبششی قرار دارند و هر چه به سمت عقب می رویم این خارها تمایل به کوتاه شدن دارند و در قسمت خارجی نیز بلندتر هستند. تعداد رشته های آبششی در گونه های مختلف ماهی متفاوت است و با بزرگ شدن ماهی وسعت این رشته ها زیاد می شود.

خارهای آبششی

خارهای آبششی غضروفی و یا استخوانی بر روی سطح درونی هر کمان آبششی قرار گرفته و برای روش های تغذیه ای مختلفی به خصوص در ماهیان پلانکتون خوار اختصاص یافته است، عمل خارهای آبششی فقط بخشی از فرآیند مکانیکی و غیر فعال الک کردن می باشد . اساسا وظیفه خارهای آبششی جلوگیری از فرار شکار از آبشش ها و آسیب رساندن به آنهاست و ممکن است تا حدودی به جدا کردن فلس های طعمه در هنگام عبور از بین خارهای آبششی کمک کنند. خارهای آبششی ظریف ، باریک و متراکم در ماهیان پلانکتون خوار مانند ماهی فیتوفاگ، منهادن اقیانوس اطلس (Brevoortia tyannus) و شگ ماهیان دیده می شود و خار های آبششی ضخیم تر و کوتاهتر در ماهیان گوشتخوار وماهیانی که شکارهای بزرگ تری را می خورند دیده می شود مثل اردک ماهیان

تیغه های آبششی

تيغه ها (lamella) بر روي سطوح فوقاني و تحتاني  با زواياي عمود به محور طويل رشته ها قرار دارند ديواره اين تيغه ها نازك ميباشد ضخامت تيغه ها درماهيان مختلف  متفاوت  ميباشد وتعداد آنها در انواع ماهي ها متغير وتعدادآنهادر ماهيان فعال  تر بيشتر است .درواقع تيغه ها سطح مبادله گاز محسوب ميشوند وكارا يي آنها با ميزان سطح تماس آنها با آب بستگي دارد ويك  سطح نازك براي مبادله گاز محسوب می شود.  با افزايش  تعداد تيغه ها و طول آنها و با كم كردن فاصله بين آنها  باعث    افزايش اكسيژن از سطح آب مي شود.

سیستم تنفسی

معمولا در ماهیان در هنگام جنینی و لاروی تنفس ابتدا از طریق عروقی که در کیسه زرده هستند صورت می گیرد و سپس با تکامل آن از طریق پوستی انجام شده و بتدریج با شکل گیری آبشش ها نقش تنفسی به آبشش واگذار می شود. در ماهیان خاویاری استخوان های سرپوش آبششی بهم پیوسته هستند(جوش خورده اند) و در هر طرف یک اسخوان سرپوش آبششی دیده می شود ولی در سایر ماهیان استخوانی سرپوش آبششی از بخش های مختلفی تشکیل شده است که شامل: سرپوش آبششی(Operculum)، سرپوش آبششی زیرین(Sub operculum)، سرپوش آبششی میانی(Inter operculum)، پیش سرپوش آبششی(Pre operculum)

ماهیان را از نظر فعالیت تنفسی به سه دسته تقسیم بندی می کنند:

ماهیان با نیاز تنفسی کم یا کم تحرک: ماهیانی هستند که اغلب زندگی بنتیک(کفزی) دارند و نیاز تنفسی در آنها کم می باشد به خاطر همین ضخامت لاملا و فاصله لاملا و فاصله بین سلول های خونی و آب در این ماهیان بیشتر و تعداد لاملا در هر میلی متر کمتر است چون هر چه ضخامت و فاصله لاملا کمتر و تعداد آن بیشتر باشد فعالیت تنفسی ماهی بیشتر می شود. که در ماهیان کم تحرک ضخامت لاملا حدود 35 میکرون، فاصله لاملاها 75 میکرون و فاصله بین سلول های خونی و آب 10-6 میکرون و تعداد آنها 8 عدد در هر میلی متر است مثل قورباغه ماهیان، صیادماهیان و کفشک ماهیان

ماهیان با نیاز تنفسی بالا یا پرتحرک: این ماهیان معمولا دارای تحرک بالایی هستند و بیشتر در ستون آب و طبقات بالایی آب زیست می کنند. در این ماهیان ضخامت لاملا ، فاصله لاملا و فاصله بین سلول های خونی و آب، کمتر و تعداد لاملا در هر میلی متر نسبت به بقیه ماهیان بیشتر است چون هر چه ضخامت و فاصله لاملا کمتر و تعداد آن بیشتر باشد فعالیت تنفسی ماهی بیشتر است، ضخامت لاملا حدود 7- 5 میکرون، فاصله لاملاها 25 میکرون و فاصله بین سلول های خونی و آب حدود 1 میکرون تعداد آنها 32 عدد در هر میلی متر است مانند ماهی قزل آلا و شگ ماهیان و ماهی ماکرل

ماهیان با نیاز تنفسی متوسط یا با تحرک متوسط: که حد واسط بین این دو هستند.

انواع سیستم های تنفسی ماهیان

پمپ مکشی فعال: ماهیانی که دارای این سیستم هستند در حات سکون به کمک ماهیچه هایی که در اطراف سرپوش آبششی و دهان وجود دارد جریان آب را روی کمان های آبششی از طریق باز و بسته نمودن دهان و سرپوش آبششی برقرار می کنند و نیاز تنفسی شان را برطرف می نمایند. اغلب ماهیان از این سیستم پیروی می کنند.

پمپ مکشی غیرفعال: این ماهیان بایستی جهت برطرف نمودن نیاز تنفسی دایما در حال شنا باشند و یا اینکه خودشان را بر خلاف مسیر جریان آب قرار دهند تا جریان اب بر روی کمانهای آبششی شان برقرار گردد به این سیستم Ram Jet یا Ram Ventilation گویند که در هنگام شنای سریع و سرعت های زیاد گشت زنی استفاده می شود مانند ماهیان تون و کوسه ماهیان، بطوریکه اگر کوسه ماهیان در بین سنگ ها گیر کنند و یا آنها را از حرکت باز داریم خفه خواهند شد.

در گروه سوم با وجود سیستم پمپ مکش فعال نیازمند جریان مخالف آب هم هستند مانند آزادماهیان

دستگاه گوارش

دستگاه گوارش ماهیان شامل لوله گوارشی و اندام های ضمیمه آن می باشد .

لوله گوارش شامل : دهان ، حلق ، مری کوتاه ، معده ، روده باریک و راست روده یا rectum کوتاهی است که به مخرج منتهی می شود.

اندام های ضمیمه شامل : دندان ها ، خارهای آبشش و غدد گوارشی (پانکراس، کبد و کیسه صفرا) هستند.

حلق

به دلیل وجود ساختارهای مختلف در حلق این ناحیه را می توان به عنوان بخشی از دستگاه گوارش و تنفس به حساب آورد، یکی از ویژگی های ساختاری حفره دهانی - حلقی وجود بالشتک حلقی ( اندام کامی ) در گونه های Cyprinus carpio می باشد که در محل ورود به مری واقع شده است و در بازگرداندن آب اضافی از غذای بلعیده شده نقش دارد.

مری

غذای بلعیده شده وارد مری می شود. معمولا مری در ماهیان ، کوتاه و قابل اتساع بوده و ویژگی مری ماهیان داشتن چین های طولی است که امکان اتساع آن را فراهم کرده و از یک لایه موکوسی پوشیده شده است بنابراین ماهیان ذرات نسبتا بزرگ را می توانند ببلعند . مری در ماهیان ابتدایی مانند دهان گردان و بعضی ماهیان امروزی که فاقد معده ترشحی هستند( مانند کپور ماهیان ) مستقیما به روده منتهی می شود ، اما در بیشتر ماهیان به معده راه می یابد. در ماهیان استخوانی پست مری محل ارتباط کیسه شنا با مجرای دستگاه گوارش از طریق مجرای هوایی پنوماتیک (phenumatic) است که با این وضعیت physostome می گویند.

معده

هضم غذا در ماهیان از معده آغاز می شود. با این حال معده بسیار متغیر است و در واقع اکثر لاروها و در حدود 15% بالغین مانند ؛ دهان گردان ، شیمرا و بعضی از ماهیان استخوانی (Cyprinidae ، Scaridae ، Odacidae ، Blenniidae) وجود ندارد و محتویات مری مستقیما به داخل روده تخلیه می شود . معمولا معده به شکل یک لوله عضلانی خمیده می باشد به طور مثال معده کوسه ماهیان U شکل می باشد و بسیار اسیدی است. به طور کلی می توان معده را به 3 ناحیه تقسیم کرد :

1-فم المعده یا ناحیه cardiac که مستقیماّ به مری متصل است و این قسمت فاقد غدد ترشحی می باشد، بیشترین تولید اسید در بخش کاردیاک صورت می گیرد.

2-ناحیه قاعده ای یا fundic که این قسمت دارای غدد معدی می باشد

ناحیه باب المعدی یا pyloric که در این قسمت علاوه بر غدد معدی سلول های اندوکرینی G هورمون گاسترین را ترشح می کنند، هورمون گاسترین باعث تحریک ترشح اسید معده و تخلیه معده می شود.

دیواره معده ضخیم تر و عضلانی تر از سایر قسمت های دستگاه گوارش می باشد خصوصاّ در ناحیه پیلوریک و این امر امکان تشخیص این قسمت را از ناحیه فوندیک وقاعده ای به راحتی امکان پذیر می سازد.

  

معده سنگدانی شکل(Gizzard-Like Stomach)

. این ساختار در Mugilidae یا کفال­ماهیان ، Girellidae و Acanthuridae دیده می شود که Mugilid وAcanthurid  دتریتوس خوار هستند، ماهیانی با این نوع معده دارای pH معدی تقریبا خنثی و روده نسبتا طویل هستند. در ماهیان خاویاری نیز در قسمت انتهایی معده یک حالت سنگدانی دارد که حالت ماهیچه ای داشته و حالت حجیمی به معده می دهد.

روده

روده محل اصلی گوارش است و آنزیم های پانکراس و آنزیم های مترشحه از دیواره خود روده سبب گوارش نهایی مواد غذایی می شود و جذب محصولات گوارشی و همچنین آب و الکترولیت ها می باشد . تغییرات زیادی در میان ماهیان از لحاظ طول و ترتیب قرار گرفتن روده در حفره شکمی دیده می شود . و قابل مشاهده ترین تفاوت در بین ماهیان طول روده ( از اسفنکتر پیلوریک تا مخرج ) می باشد. در گونه های گوشتخوار طول روده ممکن است تنها حدود 20% طول بدن باشد، در این ماهیان روده مستقیما از معده تا مخرج کشیده شده است . بر عکس روده بعضی از ماهیان گیاهخوار ممکن است بیش از 20 برابر طول بدن شان برسد و بسیار پیچ خورده بوده تا بتواند در فضای محدود حفره شکمی قرار بگیرد. در ماهیان همه چیز خوار و دتریتوس خوار طول روده متوسط می باشد، اساساّ این حالت بستگی به نسبت مواد پروتئینی و مواد گیاهی موجود در رژیم غذایی هر گروه دارد. جیره هایی با مواد گیاهی بیشتر به دلیل فیبری بودن مواد گیاهی سخت تر تجزیه می شوند و نیاز به روده طولانی تری دارد . مواد پروتئینی آسان تر هضم می شوند بنابراین طول روده گوشتخواران کوتاه­تر است. در ماهیان روده بزرگ وجود ندارد  ولی با این حال راست روده یا Rectum مشهود است که در برخی گونه ها به وسیله یک دریچه روده ای جدا می شود . وظایفی که به عنوان مشخصه روده کوچک در نظر  گرفته می شود مانند هضم و جذب در واقع از اسفنکتر پیلوریک تا مخرج قابل تشخیص است.

در بعضی کوسه ها یک غده لوله ایrectal gland)) به ناحیۀ عقبی روده مجاور مخرج متصل است این غده با ترشح نمک نقش مهمی در تنظیم اسمزی دارد.

گروه بندی ماهیان بر اساس رژیم غذایی

براساس عادات غذایی ماهیان به 4 گروه تقسیم می شوند:

1-گیاهخوار Herbivores: مثل ماهی کپور علفخوار یا آمور

2-گوشتخوار Carnivores: مانند قزل آلا

3-ریزه خوار Detritivores: مانند ماهی کفال

همه چیز خوار Omnivores: ماهی کپور

کبد ، صفرا و کیسه صفرا

کبد بزرگترین و مهمترین غده بدن می باشد . این اندام چند لوبی درقسمت ابتدایی دستگاه گوارش(سطح معده) قرار گرفته است که بهترین روش پیداکردن آن پیداکردن کیسه صفرا است که به آن متصل است. و در بیشتر گونه های ماهی دو لوب مشخص دارد، در ماهی آزاد دارای یک لوب، در ماکرل دارای سه لوب و در کوسه ماهیان وسپر ماهیان و روغن ماهیان کبد بسیار بزرگ است دربرخی از کوسه های پلاژیک حدود 20% از وزن بدن را تشکیل می دهد. در هاگ فیش ها کبد به دو قسمت مجزا تقسیم می شود که هرکدام توسط یک مجرا به کیسه صفرا راه می یابند. بخش اعظم بافت کبد در متابولیسم نقش دارد و خونی که مواد مغذی جذب شده از روده را جمع آوری می کند از طریق سیاهرگ باب کبدی به سمت کبد می رود همین طور کبد مواد سمی را از خون پالایش می کند و با متابولیسم این مواد آنها را به ترکیبات دیگر تیدیل کرده و به داخل صفرا بر می گرداند و سپس به روده ترشح شده و دفع می شوند.

بخش دیگر بافت کبدی غده ای است و در تولید صفرا دخالت دارد . صفرا توسط سلول های هپاتوسیت کبدی ترشح می شود و در بیشتر ماهیان در مجرای کوچکی به نام canniculi جمع شده و تغلیظ می گردد و به داخل کیسه صفرا می ریزند. کیسه صفرا معمولا کروی است اما در بعضی گونه ها حالت کشیده دارد صفرا از طریق مجرای صفراوی و دریچه ای که معمولاّ در عقب اسفنکتر پیلوریک قرار دارد به داخل روده ریخته می شود. پر بودن کیسه صفرا نشان می دهد که ماهی مدتی است که تغذیه نکرده ولی خالی بودن آن حاکی از آن است که ماهی به تازگی تغذیه کرده است. در لامپری های بالغ هیچگونه مجرای صفراوی یا کیسه صفرا وجود ندارد.

طحال در قسمتهای میانی و پایین دست دستگاه گوارش و بین روده ها قرار دارد و دارای رنگی تیره تر نسبت به کبد و پانکراس است و در قزل آلا به راحتی جدا می شود. وظایف طحال تولید گلبولهای سفید خون و از بین بردن بخشی از گلبولهای قرمز خون که پیر و مرده اند می باشد.

زوائد پیلوریک phyloric caeca

بر روی قسمت قدامی روده بسیاری از ماهیان استخوانی در انتهای منطقه پیلوریک معده یک یا چند کیسه کور به نام زوائد پیلوریک وجود دارد . بعضی از گروه ها مانند گربه ماهیان (Ictaluridae) ، top minnows (Cyprinodontidae) و اردک ماهی Esocidae)) فاقد این ساختار هستند . ماهیان Polypterus تنها یک زائدۀ پیلوریک دارند در سوف زرد تعداد آنها 3 عدد می باشد و سایر گروه ها مانند ماهیان پهن (Pleuronectiformes) تعداد آنها معمولا بیشتر از 5 عدد نمی باشد . در ماکرل ها ( Scombridae) ، آزادماهیان Salmonidae)) و حلزون ماهیان Liparidae)) تعداد این زوائد ممکن است به 200 عدد برسد. بیشترین تعداد زواید در روغن ماهیان وجود دارند. زوائد پیلوریک در گونه ها مختلف از نظر اندازه ، وضعیت شاخه شاخه شدن، نحوۀ ارتباط شان با روده به طور قابل ملاحظه ای با یکدیگر تفاوت دارند . در ماهیان خاویاری زوائد توسط بافت همبندی سازمان دهی شده و بصورت توده ای مجتمع و منفرد در آمده و دارای یک مدخل ورودی و خروجی که ظاهر یک اندام را پیدا می کنند و تنها با یک مجرا ی منفرد به روده راه پیدا می کند. این زوائد در بیشتر ماهیان گوشتخوار دیده می شوند.

چندین وظیفه به زوائد پیلوریک نسبت داده می شوند، شامل:

افزایش سطح گوارشی، تعدیل میزان اسید غذا در محل ورود به روده از طریق ترشح مواد، ترشح بعضی آنزیم های گوارشی

 

دندان(Tooth)

دندان ها دارای یک بخش مینایی یک لایهء عاج و مغز دندان می باشند. مینای دندان های ماهیان با پوشش مینایی دندان سایر مهره داران متفاوت است و دندان های اكثر ماهیان برخلاف مهره داران دیگر عصب ندارد. شکل دندان ها نیز در بین ماهیان مختلف بسیار متغیر می باشد و علت آن تنوع عادات غذایی است. دندان های ماهیان گوشتخوار حالت مخروطی است و نوک آنها به سمت عقب برگشته تا در قاپیدن ، نگهداری مواد  غذایی و هدایت آنها به سمت عقب کمک کند بر عکس ماهیانی که غذای آنها را عمدتا مواد گیاهی تشکیل می دهند ( کپور و تیلاپیا ) یا ماهیانی که مواد  غذایی خود را خرد می کنند ( سفره ماهیان و سپر ماهیان ) غالبا دندان های پهن و سنگفرشی دارند تا غذا را به ذرات کوچکتر خرد کنند و قابلیت هضم را افزایش دهند. در برخی از ماهیان مانند اردک ماهی(Esocidea) دندانها تیز بوده و به سمت داخل دهان برگشته اند که باعث می شود طعمه راه گریزی نداشته باشد، بطوریکه این ماهی در موارد طعمه های بزرگتر از اندازه خودش را هم شکار می کند و به دلیل گیر کردن طعمه و نداشتن راه برگشت به بیرون سبب خفگی این ماهی می شود.

برخی از ماهیان از قبیل آزادماهیان دارای دندان های ومری(Vomer) در سقف دهان هستند که در واقع ومر استخوانی است که در سقف دهان وجود دارد و در این ماهیان دارای دندان است و به عنوان کلید شناسایی این گونه ها بکار می رود.

همچنین فرم دیگری از دندان به نام دندان حلقی(Pharyngeal Teeth) در راسته کپورماهی شکلان وجود دارد که از تغییر شکل پنجمین کمان آبششی بوجود آمده است که این داندان ها برای آسیاب کردن و له کردن مواد غذایی بکار می روند و بعنوان کلیدشناسایی این راسته مورد استفاده قرار می گیرد که بسته به خانواده و جنس ممکن است یک ردیفی، دو ردیفی یا سه ردیفی باشند. دندانهای حلقی در خانواده کپورماهیان ممکن است یک ردیفی، دو ردیفی یا سه ردیفی ولی در خانواده های Cobitidea و Balitoridea از راسته فوق دندان های حلقی یک ردیفی هستند.

در بین خانواده کپورماهیان در فیتوفاگ(Hypophthalmichthys molitrix) و ماهی سرگنده یا بیگ هد(Hypophthalmichthys nobilis) و جنس کاراس(Carassius) دندان حلقی یک ردیفی و متقارن(4- 4) ولی در جنس های Rutilus sp و ماهی سفید(Rutilus frissi kuttum) دندان های حلقی یک ردیفی نامتقارن و با فرمول 6- 5 می باشند.

ماهی آمور(Ctenopharyngodon idella) و مرواریدماهی(Albernoides) دارای دندان حلقی دوردیفی متقارن و با فرمول 5.2- 2.5 می باشند که در ماهی آمور(کپور علفخوار) دندان حلقی بصورت مضرس و شانه ای است و اسم جنس آن هم برگرفته از این دندان های حلقی مضرس آن می باشد.

در سس ماهیان(Barbus sp) که در آبهای خوزستان زیست می نمایند دندان حلقی 3 ردیفی و با فرمول 5.3.2- 2.3.5 می باشد. در جنس Cyprinus sp هم دندان حلقی سه ردیفی و با فرمول 3.1.1- 1.1.3 است.

دندانها در برخی از ماهیان به راحتی می ریزد ولی ممکن است مجددا دندانهای جدید جایگزین شود مانند کوسه ماهیان و کپورماهیان که دندانها در کپورماهیان در فصل تولیدمثل این حالت را دارند.

ماهیان خاویاری فقط در مرحله جنینی دارای دندان هستند اما با بزرگترشدن دندان های آنها از بین می روند.

کیسه شنا(Swim bladder)

ماهی ها متراکم تر از اطراف خود هستند بنابراین برای ثابت بودن وبدون حرکت ماندن درستون آب به کمک نیاز دارند، ماهیان استخوانی این مشکل را توسط باز کردن یک کیسه هوائی شنا حل کرده اند کیسه شنا یک محفظه پرازگاز است که ماهیان را بصورت طبیعی شناور می سازد که از بخش پیشین دستگاه گوارش بوجود می آید البته در گوارش نقشی ندارد. محل قرار رگرفتن آن در بالاترین قسمت محفظه شکمی و چسبیده به ستون مهره ها است. به اتصال لوله ای که دستگاه گوارش و کیسه شنا را بهم وصل می کند را پنوماتوفور گویند. از لحاظ اتصال با دستگاه گوارش ماهیان به 2 دسته تقسیم می شوند:

ماهیان فیزوستوم: در این ماهیان کیسه شنا از طریق یک مجرای پنوماتیک به بخش جلویی لوله گوارش یا مری ارتباط دارد و لوله اتصال باز است، مانند شگ ماهیان و کپورماهیان و....

ماهیان فیزوکلیست: در این ماهیان کیسه شنا فاقد ارتباط با لوله گوارش بوده و در واقع لوله اتصال بسته می باشد کیسه شنا در آنها جهت ترشح و جذب گاز دارای غده گازی است مثل سوف ماهیان

گازهای موجود در کیسه شنا شامل اکسیژن، نیتروژن، دی اکسیدکربن و آرگون هستند. کم وزیادکردن گاز در داخل کیسه شنا ارادی است. در ماهیان خاویاری کیسه شنا در تولید چسب کاربرد دارد.

کیسه شنا در اکثر ماهیان یک قسمتی ولی در کپورماهیان دو قسمتی می باشد. در فانوس ماهیان کیسه شنا با توجه به سن ماهی بتدریج با چربیها جایگزین می شود.

کیسه شنا در خانواده شگ ماهیان دارای سه تا ارتباط با دستگاه گوارش و گوش داخلی می باشد که شامل یک ارتباط با قسمت جلویی و یک ارتیاط با قسمت خلفی دستگاه و یک ارتباط با گوش داخلی می باشد. کیسه شنا در ماهیان درنده و گوشتخوار وجود ندارد که نداشتن آن موجب مانور آنها می شود مثلا کوسه ها وماهیان پهن کیسه شنا ندارند اما دارای کبد پرازچربی بزرگ هستند که کارآئی کمتری برای شناوری خنثی نسبت به کیسه شنا دارد این ماهیان به دلیل عدم وجود کیسه شنا قدرت مانور زیادی در تغییر عمق لایه های آبی دارند. ماهیان فیزوکلیست کمترین توانایی تغییر عمق و قدرت مانور را دارند.

وظایف کیسه شنا

شناوری ماهی و کم کردن وزن مخصوص تا حدی که به نزدیک وزن مخصوص آب برسد.

مقابله با فشار آبی که به بدن وارد می شود که یک فشار داخلی تولید کرده و با فشار خارجی آب مقابله می نماید.

دستگاه وبر(Weberian Apparatus)

در تعدادی از ماهیان اندامی بنام اندام وبر(Weberian Apparatus) وجود دارد که از تغییر شكل 3 تا 4 مهره اول ستون مهره های ماهی و زوائد جانبی که از جلو به عقب بترتیب Claustrum(در Gymnotidae وجود ندارد)، Scaphium، Intercalarium و Tripus بوجود آمده، به صورتی كه یك سری تغییرات در بافت لیگامنت 3 تا 4 مهره رخ داده و ارتباطی بین كیسه شنا و گوش داخلی بوجود می آید وقتی صداهای با فرکانس پایین به كیسه شنا می رسد باعث ایجاد تغییر حجم در كیسه شنا می شود كه باعث جابجایی استخوانهای اندام وبر شده و از طریق این استخوانهای تغییر شکل یافته از ستون مهره ها به گوش داخلی منتقل شده و این حركت نهایتاً باعث حركت سنگریزه های شنوایی گوش داخلی می شود و باعث می شود قدرت شنوایی ماهی تقویت شود. وبر اسم دانشمند آلمانی بود که این اندام را کشف کرد.  این اندام در فوق رده ماهیان استاریوفیزی شامل Cypriniformes، Siluriformes، Gonorynchiformes، Characiformes و Gymnotiformes که ساکنان آب شیرین و اغلب در آبهای گل آلود و با دید کم زندگی می کنند دیده می شود.

در حال حاضر فوق رده استاریوفیزی به دو سری تقسیم می شود:

Anothophysi : راسته Gonorynchiformes با 37 گونه

2) Othophysi (Euostariophysi) :

Cypriniformes (minnows and allies), about 3,268 species (contains Cyprinidae, largest family of freshwater fishes)

Characiformes (characins and allies), at least 1,674 species

Siluriformes (catfishes), about 1,727 species

Gymnotiformes (electric eels, American knifefishes), at least 173 species (sometimes grouped under Siluriformes)

 

دستگاه گردش خون

دستگاه قلبی عروقی بیشتر ماهیان، یک دستگاه بسته است. که مشخصاً، شامل قلب بعنوان یک پمپ و همچنین مویرگهایی که توسط سرخرگها و سیاهرگها با قلب ارتباط دارند

ساختمان قلب در گروههای مختلف ماهیها

قلب ماهیان از 4 بخش یا حفره تشکیل شده است: سینوس وریدی(Sinus venusus)، دهلیز(Atrium)، بطن(Ventricle) و بخش چهارم پیازآئورتی یا مخروط شریانی است. تفاوتی بین قلب ماهیان استخوانی و غضروفی وجود دارد که در ماهیان غضروفی بجای پیازشریانی، مخروط شریانی وجود دارد که از 4 دریچه تشکیل شده و از بازگشت خون به درون قلب جلوگیری می کند ولی در ماهیان استخوانی یک جفت دریچه کوچک در مدخل است. محل قرارگرفتن قلب در ماهیان در زیر سر بین دو باله سینه ای و در محفظه قلبی می باشد.این اندام در داخل حفره دور قلب(پریکارد ) در زیر یا به فاصله اندک در پشت آبششها قرار دارد. قلب ماهیان در بین مهره دارن جلوتر از همه قرار گرفته است. اولین حفره قلب ماهی سینوس وریدی است بعد دهلیز می باشد که در مقایسه با سینوس وریدی، حفره نسبتاً بزرگی است که در پشت بطن قرار می گیرد

قلب هگ فیش ها در بین مهره داران شبه ماهی، ابتدایی ترین و ساده ترین نوع قلب است.

قلب لامپری بسیار فشرده تر از هاگ فیش ها است و در مقایسه با قلب سایر ماهیان از اندازه نسبتاً بزرگتری برخوردار است.

مخروط شریانی در ماهیان دو دمی، الاسموبرانش، ماهیان استخوانی- غضروفی و در برخی از ماهیان استخوانی مانند کاد و آمیا وجود دارد اما پیاز شریانی در ماهیان استخوانی وجود دارد که غیرعضلانی و سفید است.

  

نحوه عبور خون از قلب و دستگاه گردش خون

مسیر آن یکطرفه است. خونی که در داخل قلب جریان دارد دارای CO2 است(خون تیره). پس از جمع آوری خون تیره از قسمتهای مختلف بدن و ریختن آن به سینوس وریدی از آنجا به دهلیز رفته و سپس به بطن می رود، در بطن با پمپاژ بطن وارد پیازآئورتی شده سپس توسط 4 جفت رگ به روی آبشش ها فرستاده می شود پس از تبادلات گازی بخشی از خون دارای اکسیژن اندامهای ناحیه سر را خونرسانی می کند قسمت اعظم خون سرخرگی توسط یک سرخرگ اصلی به بخشهای مهم بدن فرستاده می شود یک سرخرگ کوچک به ناحیه قسمت سینه ای و باله سینه ای و عضلات ناحیه سینه ای فرستاده می شود سرخرگهای دیگر از سرخرگ اصلی منشعب می گردند ضمائم مختلف دستگاه گوارش و خود آن را خونرسانی می کنند علاوه بر اینها تعداد سرخرگهای منشعب از سرخرگ اصلی ناحیه پشتی، بخش خلفی بدن، کلیه ها و گنادها را خونرسانی می کند پس از تبادلات گازی در تمام بافتهای بدن خون سرخرگی به سیاهرگی تبدیل شده و در مسیر برگشت خون سیاهرگی ناحیه سر توسط سیاهرگ کوچکی به ناحیه قلب فرستاده می شود و همچنین سیاهرگ کوچکی خون سیاهرگی ناحیه باله سینه ای و عضلات آن را به نزدیک قلب آورده و سیاهرگ دیگری خون ناحیه خلفی(دم، کلیه و گنادها) را جمع آوری کرده و به نزدیکی قلب می برد در نزدیکی قلب خون سیاهرگی ناحیه سر و خون سیاهرگی بخش های خلفی یا گنادها توسط مجرای کوویر(Cuvier duct) به داخل سینوس وریدی می ریزد. علاوه بر اینها خون سیاهرگی که از بخش های مختلف دستگاه گوارش جمع شده وارد کبد شده و پس از پالایش توسط یک سیاهرگ مستقیما وارد سینوس وریدی می شود و عمل جریان خون مجددا تکرار می شود.

خون ماهیان

خون ماهیان از هموسیتوبلاستها منشا گرفته و از گلبول های قرمز(وظیفه شان حمل اکسیزن و رساندن ان به بافتها و دفع CO2 می باشد)، گلبول های سفید و پلاکت ها(گرانولوسیت ها) تشکیل شده است که در ماهیان استخوانی چیزی در حدود 3-2 درصد و در ماهیان الاسموبرانش 7 درصد وزن بدن را تشکیل می دهد. تولید سلولهای خون در ماهیان در مناطق مختلفی از بدن صورت می گیرد. گلبولهای قرمز در بیشتر ماهیان عمدتاً در کلیه و طحال تولید می شوند. معمولاً رأس کلیه مهمترین محل تولید آنهاست. بزرگترین قسمت بافت خونساز بدن در ماهیان بافت بینابینی یا لنفاوی(کلیه، طحال و تیموس که از اندامهای مشتق از آبشش است) می باشد. در اکثر ماهیان کبد در دوران جنینی وظیفه ساخت گلبولهای خونی را بر عهده دارد اما زمانی که ماهیان بزرگتر شدند این عمل را بخش قدامی کلیه انجام می دهد ولی  در لامپری های بالغ سلولهای خونی از بافت چربی که در ناحیه پشتی و در نزدیک عصب پشتی قرار گرفته ساخته می شود. در ماهیان الاسموبرانش سلولهای خونی از اندام لایدیگ که دراز و فاگوس(حلق و ابتدای مری) و همچنین اندام اپی گونال که در اطراف گنادها قرار دارد تولید می شوند. بخش دیگری که تولید گلبولها را بر عهده دارد طحال می باشد ولی بطور کلی در ماهیان استخوانی گلبولهای قرمز در بخش خلفی کلیه و گلبولهای سفید در طحال ساخته می شوند. در ضمن طحال اندامی برای از بین بردن گلبولهای قرمز است. تعداد گلبولهای قرمز بیشتر از گلبولهای سفید است. گلبولهای قرمز ماهیان متناسب با دوره زندگی آنها متفاوت می باشد بطوریکه در دوره لاروی تعداد آن زیاد می باشد ولی با افزایش رشد و سن از تعداد آنها در واحد حجم کاسته می شود ولی در فصل جفتگیری دوباره نعداد آن افزایش می یابد. خون کپورماهیان تیره تر از خون آزادماهیان است که دلیل آن بخاطر وجود تعداد بیشتر گلبول قرمز در خون کپورماهیان است. معمولاً حجم خون ماهیان نسبت به سایر مهره داران کمتر و در ماهیان استخوانی حدوداً بین 2 تا 4 میلی لیتر به ازای 100 گرم است. بعضی از محققان، اشاره کرده اند که حجم خون در بین کل ماهیان بصورت فیلوژنیک کاهش می یابد. ماهیان استخوانی عالیتر دارای دستگاه عروقی کاملتری هستند بهمین خاطر به خون کمتری برای انتقال اکسیژن و سایر موارد نیاز دارند. گلبولهای قرمز ماهیان، هسته دار و معمولاً بیضی شکل است و فقط در تعداد محدودی از گونه ها بصورت تقریباً کروی دیده می شود. مثلاً در لامپریها گلبولهای قرمز کرویند. معمولاً ارتباط معکوسی بین اندازه و تعداد گلبولهای قرمز وجود دارد بطوریکه در کوسه ها و سپر ماهیان کمتر از نیم میلیون گلبول قرمز در هر میلی متر مکعب وجود دارد. با این وجود، در بعضی از گاوماهیان نیز تعداد گلبولهای قرمز در همین حدود است. درصد گلبولهای قرمز را در مقایسه با حجم کل خون، هماتوکریت می گویند. که با تعداد گلبولهای قرمز ارتباط نزدیک دارد. معمولاً در ماهیان الاسموبرانش میزان هماتوکریت کمتر از 25% است اما در بیشتر ماهیان استخوانی بین %10 تا 30% می باشد. تعداد گلبولهای قرمز و در نتیجه میزان هماتوکریت و غلظت هموگلوبین بر حسب فصل، دما، وضعیت غذایی و بهداشت ماهی متفاوت است. گلبولهای سفید(لوکوسیتها) نسبت به گلبولهای قرمز از فراوانی کمتری برخوردارند و معمولاً تعداد آنها در بیشتر ماهیان کمتر از 150000 عدد در هر میلی متر مکعب خون است.

دستگاه عصبی

مغز ماهيان در داخل حفرة جمجمه عصبي (نورو كرانيوم) قرار دارد. اعصاب مغزي توسط منافذي كه در جمجمه قرار دارد، به ساير قسمتها ي بدن كشيده مي شوند. مغز كوسه ها و بعضي از ماهيان شكاري، به ميزان قابل ملاحظه اي، كمتر از 1/0% وزن كل بدن است بيشترين وزن نسبي در بين ماهيان، مربوط به فيل ماهيان آفريقايي يا مورميريدها (خانوادة مورميريده) است كه ممكن است به بيش از يك درصد وزن بدن برسد. مغز ماهيان نيز مانند مغز ساير مهره داران، شامل مغز قدامي يا پروسن سفالون، مغز مياني يا مزن سالفون و مغز خلفي يا رومبن سفالون است و سپس تمايز حاصل مي كند. مغز قدامي به دو بخش تلن سفالون و دياانسفالون تقسيم مي شود. تقسيمات مغز خلفي نيز شامل متن سفالون و ميلن سفالون است. بنابراين پنج بخش مغز  بترتيب، شامل تلن سفالون، دي انسفالون، مزن سفالون، متن سفالون و ميلن سفالون است.

تلن سفالون (مغز قدامي)


تلن سفالون، محل حس بويايي است. تلن سفالون علاوه بر مركز بويايي، واجد مراكز هماهنگي و ارتباط نيز هست

ديانسفالون (مغز رابط)


قسمت خلفي مغر قدامي را دي انسفالون يا مغز رابط مي گويند ومعمولاً، توسط يك فشردگي از تلن سفالون متمايز مي شود. دي انسفالون در ماهيان، يك ساختار كوچك اما بسيار پيچيده است كه از سه قسمت تالاموس، اپي تالاموس و هيپوتالاموس تشكيل شده است و از پشت، توسط مزن سفالون رشد يافته، پوشانده مي شود. بطور كلي وظايف دي انسفالون در ماهيان، اين است كه اين بخش در زمينة تغيير رنگ و درك نور (توسط غده پينه آل)، ايجاد هماهنگي و ارتباط پيام هاي وارد شونده و خارج شونده، خصوصاً با توجه به دستگاه غدد درون ريز، دستگاه عصبي خودكار و ارتباطات داخلي عمومي حيوان حائز اهميت است.و همچنين در حركات منظم تنفس هم نقش دارد.

 

مزن سفالون (مغز مياني)


مزن سفالون يا مغز مياني ماهيان، يك ساختار نسبتاً بزرگ است كه به يك ناحية پشتي يا تكتوم بينايي و ناحية شكمي به نام تگمنتوم تقسيم مي شود. مغز مياني در هاگ فيش ها، كه فقط بقايايي از چشم در آنها ديده مي شود، كاملاً‌كوچك است. بينائي، وظيفة اصلي مزن سفالون است اما اين بخش، وظايف ديگري نيز به عهده دارد كه از جمله، مي توان به يادگيري و همچنين، ايجاد هماهنگي و ارتباط بين پيامهاي حسي و پاسخ هاي حركتي اشاره كرد.

متن سفالون ( مغز خلفي)


قسمت برجستة متن سفالون (بخش قدامي رومبن سفالون) كوسه ماهيان و ماهيان استخواني را مخچه مي نامند. مخچه در كوسه هاي بزرگ و ماهيان خانوادة مورميريده به خوبي رشد كرده است. در اين ماهيان، مخچه نسبتاً غير عادي و بزرگ است و بر روي مغز قدامي نيز كشيده مي شود. معمولاً گربه ماهيان، ماكرل ها و تن ماهيان، مخچة بزرگي دارند، در لامپري ها، مخچه بسيار كوچك است و در هاگ فيش ها، اساساً قابل تشخيص نيست.
وظيفة مخچه، تعادل حركات، تونوس عضلات و وضعيت يا موازنه (بالانس) است. بسياري از ماهياني كه مخچة بزرگ دارند، شناگران سريعي هستند. بجز در گربه ماهيان و مورميريدها. بسياري از ماهياني كه مخچة بزرگ دارند، شناگران سريعي هستند (به استثناي گربه ماهيان و مورميريدها). و در كل نقش متن سفالون، در ارتباط با حفظ وضعيت ماهي است.

ميلن سفالون (مغز خلفي)


که قسمت خلفی مغز ماهیان می­باشد.

 

تولیدمثل

توليد مثل در ماهيان عبارت از سلسله اعمالي است كه توسط آن حيات و بقاء نسل ماهيان در طول زمان تداوم مي يابد و با تغيير و تحولات ژنتيكي در مراحل توليد مثل بطور متوالي ممكن است صفات جديد نيز در نسلهاي حاصله ظاهر شود. توليد مثل را مي توان يك رفتار غريزي از سوي ماهي براي تضمين بقاء نسل آينده آن دانست كه اگر موفقيت آميز باشد بقاء گونه هاي ماهيان ادامه خواهد داشت و گرنه جمعيت آن گونه يا گونه هاي ماهيان به تدريج از بين مي رود. و بالاخره انقراض نسل آن را در پي خواهد داشت. توليد مثل در ماهيان با فرا رسيدن بلوغ جنسي آغاز مي گرددكه يكسري عوامل خارجي از جمله درجه حرارت محيط و تغذيه كافي، نور، ميزان اكسيژن محلول در آب و يك سري عوامل داخلي مثل صفات موروثي ماهيان و خصوصيات فردي در حصول آن تاثير فراوان دارند. نقش سن نيز در بروز بلوغ جنسي در ماهيان از اهميت ويژه اي برخوردار است. تاثير متقابل اين عوامل خارجي و داخلي بر يكديگر شرايط رسيدن ماهي به مرحله آمادگي جهت تخمك گذاري و اسپرم زايي را آماده مي نمايند. تخم های ماهیان ساحلی، کوچک و نزدیک سطح شناور شده و فقط یک یا دو روز بعد تفریخ می شوند و در آبهای گرمسیری لارو به مدت 8 هفته بصورت پلانکتونی(Ichthyoplankton) در سطح آب خواهد بود و از پلانکتون ها تغذیه می کند ولی در دریاهای مناطق معتدله مرحله لاروی ممکن است بیش از 5- 4 ماه و یا 12 ماه و یا بیشتر مثلا برای مارماهی مهاجر(Eel) طول بکشد. معمولا تخم های غیرشناور(مانند تخم کپورماهیان، ماهیان خاویاری، آزادماهیان و...) از تخم های شناور(مانند تخم کفال ماهیان، شگ ماهیان، هامورماهیان و اکثر ماهیان دریایی) بزرگترند.

برخی از ماهیان از تخم هایشان مراقبت می کنند که کار مراقبت از تخمها در ماهیان را معمولا جنس نر انجام می دهد، مانند اسب دریایی که جنس نر آن دارای یک کیسه تخمی(Brood pouch) در زیر شکم خود می باشد که تخم ها را تا تفریخ نگهداری می نماید. همچنین گربه ماهیان دریایی(Ariidae) و ماهیان کاردینال(Apogonidae) انکوباسیون دهانی(Buccal or Oral Incubation) دارند که نرها تخم ها را تا زمان تفریخ در دهان خود نگهداری می کنند. بجز در ماهیان سیچلید که ساکن آب شیرین هستند و مراقبت و انکوباسیون تخم را در آنها جنس ماده انجام می دهد که تخم ها را در دهان خود تا زمان تفریخ و تا مرحله شنای آزاد نگهداری می کندکه به آنها Ovophile Mouthbrooding گویند مانند Pseudotropheus sp و Tropheus sp وMaylandia sp وMaylandia zebra  همچنین گروه دیگری از همین ماهیان تخم ها را ابتدا در فضای باز یا غارها و شکافها می گذارند و به محض تفریخ لاروها را در دهان خود نگهداری کرده و از آنها مراقبت می کنند که به آنها Larvophile Mouthbrooding گویند مانند Geophagus altifrons، Satanoperca و Gymnogeophagus sp.

اعضاء تناسلی ماهیان

اعضاء تناسلي در ماهي داخل محوطه بدن واقع شده و معمولاً‌ ارتباط نزديكي با كليه ها دارند، زيرا قسمتي از كانالهاي كليه ها براي خروج مواد تناسلي بكار مي روند. در اكثر ماهيان اعضاء تناسلي زوج مي باشند. ماهيان را بر اساس نحوه توليد مثل و خصوصيات دستگاه تناسلي به سه دسته تخم گذار، زنده زا و تخم گذار زنده­زا تقسيم مي نمايند.

تشريح دستگاه تناسلي در جنس ماده

دستگاه تناسلي در ماهيان ماده از يك جفت تخمدان تشكيل شده كه بطور قرينه در دو قسمت طرفين تحتاني كيسه شنا به شكل يك جفت نوار قرار گرفته اند. تخمدان ها اعضاء اصلي دستگاه توليد مثل ماهيان ماده مي باشندكه بو سيله غشاء ماهيچه اي كه قدري ضخيم هم مي باشد پوشيده اند. در زمان تخمريزي تحريكات اين غشاء ماهيچه اي سبب خروج تخمكها مي گردد. هريك از كيسه هاي تخمدان به يك مجراي تخم بر ختم مي شود(که در آزادماهیان تحلیل رفته است) دو مجرايي كه از دو تخمدان مي آيند به يكديگر وصل شده و يك مجرا را بوجود مي آورند. اين مجرا نزديك منفذ تناسلي به مجراي حالت وصل مي گردد.

در برخی از ماهیان تمام فولیکولها در یک زمان رشد می کنند که به آنها تخمدانهای همزمان گویند مانند ماهی آزاد اقیانوس اطلس(Salmon) و مارماهی مهاجر که فقط یکبار در طول عمرشان تخم ریزی می کنند و بعد می میرند و به آنها سمل پاریتی گویند. ولی برخی مانند سوزن ماهی دارای تخمدانهای غیرهمزمان هستند و چندین بار تخم ریزی می کنند که به آنها اریتروپاریتی گویند.

تشريح دستگاه تناسلي در جنس نر

دستگاه تناسلي در ماهي نر از يك جفت بيضه تشكيل شده كه به طور قرينه در دو قسمت طرفين تحتاني كيسه شنا به شكل يك جفت نوار قرار گرفته است. طرفين اين غده ها در انتها به مجراي اسپرم بر ختم مي گردد.

 

 سیستم تولیدمثل در ماهیان

سيستم توليد مثل در ماهيان به سه گروه اصلي تقسيم بندي مي شود:

الف( ماهيان جدا جنس (Bisexuall) در اين گونه ماهيان از ابتدای حيات ماهي، دو جنس نر و ماده از هم متمايز و مستقل هستند که به آنها Gonochorism هم می گویند.

ب( ماهيان هرمافروديت: كه خود به دو گروه اصلي ديگر يعني Protandrous , Protogynous تقسيم مي شود. پروتاندروس ماهياني هستند كه اول نر بوده و سپس به جنس ماده تغيير جنسيت مي دهند مثل شانک ماهیان(Sparidae) و صبیتی.

پروتوژینوس ماهياني هستند كه ابتدا ماده و سپس به جنس نر تغيير جنسيت مي يابند مثل Labridae و هامورماهیان و.... پدیده

ج) بکرزایی( Parthenogenic) : ماهياني هستند كه گاهاً تك جنسي بوده عنی بعد از عمل تخم ریزی توسط جنس ماده، ماهی نر اسپرم را روی تخمها ریخته که این اسپرم وارد تخمک شده ولی با آن ترکیب نشده و از بین می رود و اسپرم فقط نقش تحریک کنندگی تخمک برای شروع تقسیمات را دارد مانند ماهی حوض نقره ای(Carassius auratus)و مولی آمازون(Poecila formosa).

یکی از الگوهای تولیدمثلی جالب در Serranidae و در گونه Anthias anthias که پروتوژینوس می باشد و بصورت دستجات کوچک در صخره های مرجانی دیده می شوند بدینصورت است که در این دستجات رنگ آمیزی نرها متمایز از ماده ها بوده و در هر دسته یک نر و 12-2 عدد ماده وجود دارد که اگر چنانچه در یکی از این گروهها جنس نر از بین برود بلافاصله بزرگترین ماهی ماده آن دسته تغییر جنسیت داده و الگوی رنگی آن عوض شده و در طی چند روز به نر تبدیل می شود و اگر در حین تغییر جنسیت جنس ماده به نر یک ماهی نر وارد ماهیان این دسته شود آن ماهی که در حال تغییر جنسیت است دوباره به جنس اصلی خود برمی گردد.

شیوه های تولیدمثلی ماهی(Fish Reproductive Method)

ماهیان تخم گذار(Oviparous): بیش از 97 درصد ماهیان شناخته شده تخم گذار می باشند با لقاح خارجی توسعه پیدا می کند مانند ماهی آزاد، گلدفیش، سیچلید، ماهیان تن، ماهیان خاویاری و ...

ماهیان تخم گذار زنده زا(Ovoviviparous): در این روش تخم ها در داخل بدن ماهی مادر بعد از لقاح داخلی از طریق اندام Intromitten که اسپرم را به سوراخ تناسلی ماهی ماده انتقال می دهد این اندام از تغییر شکل باله شکمی در ماهیان نر بوجود آمده و کلاسپر(Valva) نام دارد تکامل یافته و هیچ نوع ارتباطی بین جنین و مادر وجود ندارد و جنین مواد غذایی از مادر دریافت نمی کند و از کیسه زرده خودش استفاده می کند و هر جنینی در داخل تخم خودش تکامل می یابد مانند ماهی گوپی، سلاکانت(لاتیمریا) و کوسه فرشته(Squatinidae).

ماهیان زنده زا(Viviparous): در این سیستم هم لقاح از نوع داخلی بوده و تکامل تخمها در داخل رحم مادر صورت می گیرد و مادر با جنین از طریق جفت یا Placenta دارای ارتباط بوده و جنین مواد غذایی را به روش های مختلف از مادر خود دریافت می نماید مانند Embiotocidae(Surfperches)، Goodeidae(Splitfins) که از راسته کپوردندانیها می باشد و کوسه ماهیان، سپرماهیان و گامبوزیا

در برخی از ماهیان در فصل تولیدمثل دانه های مرواریدی شکل یا برجستگیهای اپیتلیال در بدن بخصوص در ناحیه سر ظاهر می شود مانند کپورماهیان، ماهی سفید دریای خزر که این دانه ها منشا اپیدرمیس دارند.

همچنین آزادماهیان نیز در فصل تولیدمثل خوش رنگتر شده و در جنس نر فک پایین شبیه به قلاب در آمده و به سمت بالا انحناء پیدا می کند.

ساختمان کلیه در ماهی

کلیه بسیاری از ماهیان اندامی باریک، طویل و به رنگ قرمز تیره است که در امتداد ناحیه پشتی دیواره بدن، درست در زیر ستون مهره هاکشیده شده است و به صورت زوج دیده می شوند. وظایف دفعی کلیه در بخش خلفی آن متمرکز شده است و بخش قدامی آن دچار تغییر ساختار و همچنین تغیر وظایف شده است که در خون سازی نقش دارد. یکی از وظایف کلیه تنظیم اسمزی است. کلیه تمام مهره داران از واحد بسیار زیادی به نام نفرون تشکیل شده است.

اجزاء نفرون : 1- جسم کلیوی               2- لوله کلیوی

جسم کلیوی دارای کپسول بومن دو دیواره است به هر جسم کلیوی سرخرگ کوچکی وارد می شود که به دسته یا شبکه ای از مویرگها موسوم به گلومرول منشعب می شوند و در داخل کپسول بومن پیچ خورده اند عمل فرا پالایش خون در جسم کلیوی صورت می گیرد، عمل فرا پالایش در اثر فشار خون صورت می گیرد، مایع یا پالایه گلومرولی وارد لوله های کلیوی می شود.

لوله کلیوی به دو بخش تقسیم می شوند :

لوله پیچیده نزدیک لوله پیچیده دور

در لوله پیچیده نزدیک مواد محلول مانند گلوکز و همچنین آب دوباره باز جذب می شوند ولی در لوله پیچیده دور تغییر مایع لوله ای به ادرار صورت می گیرد. لوله های پسین به یکدیگر پیوسته و مجاری جمع کننده را تشکیل می دهند. در نفرون پستانداران لوله پیچیده نزدیک ودور بوسیله اتصال بند ظریف خاصی تشکیل خمی می دهد که به خم هنله معروف است که مسئول تشکیل ادرار متراکم تر از پلاسمای خون می باشد که در ماهی ها دوزیستان و خزندگان وجود ندارد.

ماهیان آب شیرین تمام اجزای نفرون به غیر از لوله هنله را دارند. ماهیان آب شورلوله پیچیده دور یا دیستال را ندارند و ممکن است سایر اجزا را هم نداشته باشند .تنها ساختار نفرون که همه تلئوست ها در آن مشترک هستند لوله پیچیده نزدیک و توبول جمع کننده ادرار است ماهیان دریایی که آب را به غیر از کلیه از طریق دیگر نیز از دست می دهند نسبت به ماهیان آب شیرین از گلو مرول کوچکتر و کمتر برخوردارند.

کلیه در ماهیان الاسمو برانش دارای ساختاری پهن ، نواری یا بندی شکل است که در قسمت خلفی پهن تر است. غضروف ماهیان دارای رابطه ادراری تناسلی می باشد.درجنس نر غضروف ماهیان قسمت قدامی کلیه با غده تناسلی ارتباط حاصل می کند و در اینجا کانال ولف به عنوان کانال اسپرم بر و ادراری فعالیت می کند. در جنس نر کانال مولر تحلیل رفته و به صورت زائده ای در می آید. در جنس ماده دابطه ادراری تناسلی وجود دارد و این دو کانال از یکدیگر جدا هستند. کانال ولف برای ادرار و کانال مولر به عنوان مجاری تخم بر فعالیت می کند. در غضروف ماهیان و ماهیان شش دار حفره ادراری و تناسلی وارد بالوعه یا کلواک cluaca شده وسپس به خارج دفع می گردد.

ماهیان استخوانی عالی فاقد رابطه ادراری تناسلی می باشد. از هرکلیه مجرای سفید رنگی به نام میز نای ureter ( کانال ولف) خارج می گردد که به موازات یکدیگر به انتهای خلفی محوطه شکمی پیش رفته و در انتها یکی می شود و به کیسه کوچک به نام مثانه بر میگردند . مثانه توسط مجرای کوتاهی که در قسمت خلفی سوراخ تناسلی قرار دارد به خارج باز می شود .مجرای تخم بر در ماهیان ماده کانال مولر نبوده بلکه این مجرا به تخمدان پیوسته است .

ماهیان خاویاری کلیه ای طویل دارند. در جنس نر قسمت قدامی با دستگاه تناسلی در ارتباط است.

مهاجرت در ماهیان(Fish Migration)

یکسری از مهاجرتهای ماهیان بصورت روزانه و اغلب توسط ماهیان پلاژیک مانند فانوس ماهیان انجام می شود که به لایه های بالایی و پایین آب مهاجرت می کنند که مهمترین عامل این مهاجرتهای روزانه در آنها تغذیه می باشد. که بهترین شرایط نوری برای تغذیه این ماهیان قبل از طلوع و قبل از غروب آفتاب(رزیم نوری انتقالی) می باشد. همچنین با نزدیک شدن فعالیت های تولیدمثلی و یا در اثر تغذیه و یا بهم خوردن و تغییر شرایط محیطی و برطرف کردن انگل های خارجی، مهاجرتهایی در ماهیان صورت می گیرد، این نوع مهاجرتها هم در دریا و هم رودخانه ها و هم با تغییرمکان بین این دو ناحیه انجام می گیرد. مهاجرتهای ماهیان سه دسته هستند:

دیادروموس(Diadromous): این ماهیان مهاجران حقیقی بین دریا و آب شیرین هستند که به سه زیرگروه شامل:

الف) ماهیان رودرو(Anadromous): محل زیست این ماهیان در دریا بوده وجهت تولیدمثل به رودخانه مهاجرت می کنند به آنها Upstream گویند. مانند آزادماهیان و ماهیان خاویاری و ماهی سفید دریای خزر و ماهی صبور در جنوب که جهت تخم ریزی وارد رودخانه کارون می شود.

ب)ماهیان دریارو(Katadromous): ماهیانی هستند که در رودخانه زیست نموده و جهت تخمریزی به دریا مهاجرت می کنند به آنها Downstream گویند مانند مارماهی مهاجر(Anguilla Anguilla) که 3000 کیلومتر مسیر را طی کرده و به دریای سارگاسو مهاجرت می کند این ماهی پس از تخم ریزی می میرد.

ج) Amphidromous: این ماهیان در آب شور و یا شیرین زندگی می کنند و بین دو محیط در رفت و آمد هستند و هدف آنها تولیدمثل نبوده بلکه جهت تغذیه و یا برآوردن سایر نیازهای زیستی این مهاجرتها را انجام می دهند مانند گاوماهیان و کوسه Bull Shark(Carcharhinus leucas)

2- پوتامودروموس(Potamodromous): ماهیانی که دارای این نوع مهاجرت هستند در آب شیرین زندگی می کنند و در همان جا از قسمت پایین دست و بالادست رودخانه مهاجرت انجام می دهند مثل قزل آلای رنگین کمان

اوشینودرموس(Oceanodromous): این ماهیان در دریا زیست نموده و در خود دریا مهاجرتهایی را به سمت آبهای آزاد و یا ساحلی انجام می دهند مثل کفال ماهیان، شگ ماهیان مانند هرینگ(Clupea harengus)، ماهیان تن، گیش ماهیان، ماهی زالون در شمال

 

 مطالب تصادفی:

طراحی آزمایش چیست؟ | آموزش کلیات به همراه توضیحات کامل هر مرحله

پایان‌نامه چیست؟| مراحل نوشتن پایان نامه و شرح کامل آن| تخصصی

آموزش پروپوزال نویسی برای پایان نامه و رساله دکتری | تخصصی | انجام پروپوزال

بیوایمپلنت‌ها و کاربرد محصولات PHA در بیوایمپلنت

استخدام کارشناسی ارشد و دکترا در رشته مهندسی شیمی (تمام گرایش ها) , مهندسی نفت(تمام گرایش ها) , ونانوبیوتکنولوژی

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کانال تلگرامی بیوتکنولوژی و زیست شناسی اینستاگرام بیوتکنولوژی, bio1 ریسرچ گیت گوگل اسکولار بیوتکنولوژی لینکدین بیوتکنولوژی
تمام حقوق این سایت متعلق به گروه bio1 به سرپرستی پوریا غلامی تیلکو می باشد . نقل مطالب متمم بدون ذکر منبع، تخلف محسوب شده و متخلفین بر اساس قوانین جاری کشور مورد پیگرد قانونی قرار می گیرند.

جستجو